اينباب به عمل نمىآيد . حيوان را صبحها پس از دوشيدن شير مادهها ، از طويله درآورده بچوپانان مىسپارند و آنها كه غالبا جوانان بىاطلاع يا پيران از كارافتادهاند حيوان را بمراتع مشخصّى برده بچرا وامىدارند و چون غروب نزديك شود آنها را بدهكده برگردانده تحويل صاحبانشان مىدهند . اينان بار ديگر شير آنها را دوشيده براى استراحت ، شب را در طويله مىگذارند .
در دوران جفتگيرى و باردارى حيوان نيز طرز مراقبت از حيوان چنين است و كمتر اتفاق مىافتد كه در موقع زايمان از آنها بنحو اصولى مراقبت شود . گاودارى به صورت علمى هنوز در اين منطقه رسوخ نكرده و صاحبنظران چنين مىپندارند كه اگر چنان اقدامى صورت گيرد با توجه باستعداد منطقه و وفور علوفه نتيجهء بسيار خوبى از حيث فرآوردههاى گاوى بدست خواهد آمد .
در حال حاضر تعداد گاوهاى نريكه در روستاهاى اردبيل نگهدارى مىشود بيش از گاوهاى ماده مىباشد زيرا گاو نر از ابزار زراعت بشمار مىآيد و عامل اساسى براى شخم و خرمنكوبى مىباشد .
اهالى اردبيل شير گاو را بهتر از شيرهاى ديگر مىدانند و در نيمقرن پيش اطبّا آن را بيش از شير دامهاى ديگر براى بيماران تجويز مىنمودند . كرهء گاو نيز تعريف بيشترى دارد و رنگ آن مايل بزردى مىباشد و در بازار گرانتر از كرههاى ديگر خريدوفروش مىشود .
در نقاط مساعد نگهدارى گاوميش نيز معمول است و منظور از نقاط مساعد دهستانهائى است كه هواى خنكتر دارند و در آنها نهرها و آبهاى راكد براى استراحت حيوان موجود است . زيرا اين حيوان طاقت گرماى زياد ندارد و چون بعلّت رنگ سياهش اشعهء آفتاب را به خود جذب مىكند از اينرو در تابستان نياز به آب راكد دارد تا ساعاتى در آن بخوابد و از گرما در امان باشد .
چربى شير گاوميش بيش از شيرهاى ديگر است و لذا از آن سرشير ، و از سرشير « قيماق » تهيّه مىنمايند . قيماق عبارت از خامهء شير است با اين تفاوت كه خامه از شيرى كه آن را نپخته باشند بدست مىآيد و قيماق سرشيرى مىباشد كه آن را پخته باشند .
نگهدارى بز به صورت گلّه در منطقهء اردبيل معمول نيست و اصولا از اين حيوان
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٠٨