در سنوات اخير بعضى از زنبورداران را وادار براههاى ناصواب كرده است . تا آنجا كه مىگويند برخى از آنان شكر را آب كرده در دسترس زنبورها مىگذارند و آن حيوان بجاى آنكه شيرهء گلها را در شان به صورت عسل درآورد آنها را با شيرهء شكر پر مىكند و زنبوردار باايمان نيز آن را بنام عسل سبلان ببهاى گزافى مىفروشد . برخى از ثروت دوستان دوران اخير چنان در اينباب بسرعت مىدوند كه گاهى شانهائى را ، كه وسيلهء ماشين از موم مىسازند ، خود با شيرهء شكر پر كرده پردهء نازكى از موم آب شده بر روى آن مىكشند و در بازار بنام عسل براى فروش عرضه مىنمايند . ولى اين امر ناستوده هنوز در اردبيل رسوخ نكرده است .
بارى اگر زنبورعسل با اصول صحيحى در اين منطقه نگهدارى شود منبع ثروت و درآمد خوبى براى صاحبان آن مىگردد و عسل آن رقم قابل توجهى از حيث صادرات به حساب مىآيد .
كندوهاى سنتى را در اين منطقه از شاخههاى نازك درختان و به صورت سبدهاى استوانهاى شكل مىبافتند و سطح خارجى آنها را غالبا با گل آميخته با سرگين گاو مىپوشاندند ، تا از سرما و گرما محفوظ بماند ولى از ربع قرن پيش كندوهاى چوبى ، كه با تخته و با اصول سادهاى ساخته مىشود ، جانشين آنها گشته و برداشت محصول را آسان نموده است .
كندو را در اردبيل « پتك » مىگويند و قدما حرمت خاصّى بدان قائل بودند . آنان چنين مىپنداشتند كه اگر آدمى بدون رعايت طهارت شرعى بدان دست زند و يا با انديشهء خيانت بدان نزديك گردد زنبورها مىميرند و حيات در كندو منقرض مىشود .
براى برداشت محصول بايد زنبورها را از آن دور ساخت تا هم آدمى را نيش نزنند و هم خود زير دست و پا از بين نروند . براى اين كار سابقا از دود استفاده مىكردند ، بدينمعنى كه در ظرفى مقدارى پهن سوزانده بكندو نزديك مىكردند و خود نيز سرورو را با پارچه مىپوشانيدند آنگاه ببرداشتن عسل از كندو مىپرداختند . امروز براى اجتناب از نيش آنها از دستكش و نقابهاى مخصوص استفاده مىنمايند .
در كتاب جغرافياى كشاورزى ، كه در سال 1333 بقلم آقاى دكتر تقى بهرامى از طرف دانشگاه تهران چاپ شده ، آمده است كه ( در اردبيل ) عسل را با ماشين از موم جدا و
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 412
مساهمون: بابا صفرى
ص٤١٢