علاوه بر دامهاى فوق پرورش اسب ، الاغ و استر يا قاطر نيز در اين منطقه معمول است و كمتر خانهاى در روستاها مىتوان يافت كه داراى حدّاقل يك رأس از اين چهارپايان نباشد . نگهدارى آنها براى سوارى و نيز حملونقل روستائيان مىباشد و در هنگام درو و خرمن و برداشت محصول نياز مبرمى بوجود آنها احساس مىشود . و مىتوان گفت كه چون براى اين كارها الاغ مناسبتر از حيوانات ديگر است از اينرو تعداد آن بيشتر از آنها مىباشد . با پيشرفت صنعت ماشينسازى ، امروزه در برخى از روستاها ماشينهاى مختلف جاى آنها را گرفته است ولى گرانى ماشين و عدم توانائى همهء روستائيان براى تهيّه و استفاده از آنها خود وسيلهاى براى بقاى اين حيوانات شده است .
پرورش ماكيان نيز در روستاها و برخى از خانههاى شهرى معمول است ولى تعداد آنها محدود و فقط براى رفع نيازهاى خود خانواده مىباشد . درشتى مرغهاى اين منطقه متوسط است و با توجه به سردى هوا ايام تخمگذارى آنها نيز محدود است و بطور متوسط از 75 عدد در سال بيشتر نمىشود .
در اين ولايت نژاد ديگرى از مرغ و خروس ديده مىشود كه آن را « لارى » مىنامند .
مرغهاى اين نژاد پاهاى بلند و كشيده و اندام درشت دارد و در گذشته نگهدارى آن بيشتر براى داشتن خروسهاى جنگى ورزيده صورت مىگرفت . زيرا خروسبازى در اين شهر يكى از تفريحات بشمار مىآمد و اين موضوع در برخى از سفرنامههاى جهانگردان نيز كه از اين ولايت ديدن كردهاند به خوبى ديده مىشود .
كبوتر نيز در اين شهر نگهدارى مىشود . در گذشتههاى دور كه كبوتربازى از تفريحات مردم بشمار مىآمد تعداد آن بسيار بود ولى امروزه بدان اندازه نمىباشد بويژه آنكه برخى از خانوادهها فقط براى يمن خوش اين حيوان بنگهدارى دو سه عدد از آنها اكتفا مىنمايند .
شكار در اين شهر كمتر معمول است و آن هم بيشتر در مورد پرندگان بويژه كبك مىباشد و صيد ماهى نيز گاهى در قسمت علياى بالخلوچاى و عموما بوسيلهء روستائيان اطراف صورت مىگيرد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 410
مساهمون: بابا صفرى
ص٤١٠