تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣

فصل اول كشاورزى و دامدارى اردبيل :

مقدمه :

انسان ، مثل هرموجود زندهء ديگر ، حياتش به طبيعت بستگى دارد و نيازمنديهاى زندگى خود را از طبيعت بدست مىآورد . مخصوصا خوردوخوراك خويش را ، كه عامل اصلى رشد و بقاست ، از طريق كشاورزى تأمين مىنمايد و با كشت و زرع غلّات و حبوبات ، پرورش باغات و ميوجات ، جاليزكارى و نظاير آنها نيازهاى غذائى خويشتن را فراهم مىسازد . امّا همه‌جاى روى زمين براى چنين كارى مناسب نيست و قسمت بزرگى از خشكيهاى آن يخبندان ، كوير ، كوهستان و يا فاقد آب و استعدادهاى لازم است و بدينجهت مثلا در يك قطعهء 1648 هزار كيلومتر مربعى آن ، كه بنام ايران ناميده مىشود ، فقط 30 % اراضى قابل استفاده مىباشد . حال آنكه از كلّ اين مساحت نيز عملا بهره‌بردارى نمىگردد و بموجب آماريكه در كتاب « اقتصاد كشاورزى » آمده در اين محدوده ، يعنى ايران ، در زمان تدوين آن كتاب 5 / 13 % زمينهاى قابل كشت زير كشت مىرفته ، 20 % آنها تحت آيش قرار داشته و از 5 / 66 % ديگر ، با آنكه قابل استفاده بوده عملا استفاده نمىشده است . در آن تاريخ ، يعنى زمان نشر آن كتاب 7 % زمينهاى ايران را مراتع تشكيل مىداده ، 11 % آن جنگل بوده ، 1 % مجراى آبها و يا محلّ جمع شدن آنها ، 2 % منازل و كارخانه‌ها و راهها را بوجود مىآورده و سرانجام 49 % باقى غيرقابل استفاده بوده است . « 1 » گرچه از زمان تدوين و نشر كتاب مزبور تاكنون ممكن است در ارقام و نسبتهاى مذكور تغييراتى به عمل آمده ، و اصولا هم مىبايست به عمل آمده باشد ، ولى با توجه باينكه در 25 سال اخير ، بر اثر وابستگيهاى بيش از حدّ اقتصادى و سياسى ايران بخارج ، كشاورزى كشور سير نزولى داشته است شايد بتوان در زمان جمع‌آورى اين مجموعه ، ارقام فوق را نزديك بواقع دانست و به وضع كشاورزى در ايران توجه يافت .
هامش
( 1 ) - اقتصاد كشاورزى ، دكتر احمد هومن ، جلد اول ، دانشگاه تهران ، 1341 ، ص 379 .