منظور ما از عنوان « اقتصاد در گذشتههاى اردبيل » توجه به طرز عمل و نحوهء بهرهبردارى گذشتگان اين ولايت از مواهبى بوده است كه طبيعت بطور وفور در اختيار آنها گذاشته و تلاش و كوششى كه آنها در اين زمينه بجاى آوردهاند . ترديد نيست كه آنچه از رستنىها و دامها بدست مىآيد يا از معادن و كانها استخراج مىشود مواد خام هستند و به همان شكل نمىتوانند قابل استفاده باشند . از اينرو بايد در آنها دگرگونيهائى بوجود آورد و مواد مذكور را قابل استفاده كرد و اين كار را صنعت مىنامند .
دادههاى طبيعى و فرآوردههاى صنعتى در همهء نقاط و جوامع انسانى يكسان و بيك اندازه نيست . مثلا در يك ناحيه گندم و پشم زياد بدست مىآيد و در نقطهء ديگر نفت و آهن بيشتر توليد مىشود . در اين صورت مبادلاتى بين آنها صورت مىگيرد و اين كار بازرگانى نام دارد .
بازرگانى نياز به راهها و طرق ارتباطى دارد تا حمل كالا بين مناطق مختلف ميسّر گردد . از اينرو طرق مواصلاتى از لوازم اقتصادى بشمار مىآيد و بدون آنها امر بازرگانى متعذّر مىباشد .
بدينطريق براى مطالعهء اقتصاد يك منطقه بايد در مورد كشاورزى ، دامدارى ، معادن ، صنعت ، بازرگانى و راههاى آن بررسى كرد و ما در اين قسمت از كتاب موارد فوق را در ناحيهء اردبيل و در گذشتههاى آن ، بطور اجمال مورد مطالعه قرار مىدهيم .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٧٢