برخى از اقتصاددانان عقيده دارند كه بر اثر اين بالا رفتن قيمتها ، قدرت خريد پول سير نزولى طبيعى دارد و بطور متوسط سالانه شش درصد از ارزش آن كم مىشود . با اينحال اثر آن در زندگى روزمرّهء انسانها تقريبا غيرمحسوس مىباشد زيرا درآمدها نيز متناسب با آنها تغيير و تبديل مىيابد و يكنوع تعادلى بين دخلوخرج بوجود مىآورد . سختى گرانى و سنگينى بالا رفتن قيمتها وقتى محسوس و كمرشكن مىشود كه درآمد كم و يا خداى ناكرده هيچ باشد و كارى براى اشتغال افراد و تحصيل اجرت و مزد پيدا نشود ، و در آن تاريخ وضع جامعهء ايرانى ، بخصوص در نقاطى مثل اردبيل ، چنين بود و بيكارى بزرگترين عامل گرفتارى خانوادهها بشمار مىآمد .
بارى دولت مركزى ، كه واحد درماندهاى بود و تمام همّت و وقت آن در كشوقوس مبارزات سياسى صرف مىشد ، قادر بتأمين ما يحتاج عمومى نبود و تلاش اعضاى آن بجاى رفع گرفتاريهاى مملكت مصروف بندوبستهاى سياسى براى بقا در مقام وزارت و حكومت مىگشت بدون آنكه اكثرا هم لياقت و كفايتى براى اين كار داشته باشند .
ما يك بار ديگر هم گفتهايم كه بمدلول قانونى كه يكى از دانشمندان اقتصادى در مورد پول بيان داشته و بنام او به قانون « كراشام » معروف گشته است گوئى در جوامع انسانى هم افراد بد و ناشايست اشخاص خوب و ارزنده را از گردش كارها بدور مىدارند و خود ميداندار امور مىگردند .
او گفته است كه در بازار خريدوفروش ، پول بد هميشه پول خوب را از جريان خارج مىكند و خود جانشين آن مىشود . تجربه نشان مىدهد كه اين گفته در بازار سياست نيز صدق مىكند و با ورود افراد ناباب و پشتهمانداز انسانهاى صديق و كارآمد خانهنشين مىگردند . در آن ايام نيز آنان كه وطندوست بودند و لياقت و كاردانى داشتند حاضر بدستبوسى سفيران روس و انگليس و آمريكا نگشتند و اخذ دستور از آنها را براى ادارهء امور كشور خود نپسنديدند . اين بود كه از جريان كارهاى مملكت بر كنار ماندند و ميدان را براى يكمشت افراد جاهطلب و اىبسا صاحبان اغراض شخصى خالى گذاشتند چنان كه در سنوات و دورههاى بعد نيز چنين شد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٨