چنين نبود و با آن تفاوت داشت . بويژه در تهران كه خود كشتزار و محصولات كشاورزى نداشت و محتاج ولايات بود و كميابى خواربار در آن مشكلى براى دولت ايجاد مىنمود .
در سال 1321 دولت مركزى از اين حيث سخت در مضيقه قرار گرفت و « معتصم - السلطنهء فرخ » وزير خواربار را براى تهيهء گندم و آرد بآذربايجان و اردبيل فرستاد . او كه بسان سرداران جنگى چكمه به پا كرده بود با يك روش خشن و تهديدآميز وارد اردبيل شد و با آنكه چند روزى به عيد نوروز بيش نمىماند ، كسانى از مالكان را زندانى نمود . غافل از آنكه اينان اگر راه و چاه نگهداشتن و پنهان كردن گندم و جو را نمىدانستند هرگز بمقام والاى مالكيّت در آنروزگار نمىرسيدند .
« پارتنّى » نويسى :
« پارتى
Partie
» يك لفظ فرانسوى است و در آن زبان بمعنى عضو و جزء مىباشد و كلمهء « پارتيزان
Partisan
» بمعنى هواخواه و طرفدار ، كه امروز در جهان سياست بيشتر استعمال مىشود ، نيز از همين ريشه به حساب مىآيد . پارتنّى معادل اين كلمه در زبان روسى است و چهبسا كه ممكن است از آن لفظ فرانسوى مأخوذ باشد زيرا با علاقهايكه خانوادهء سلطنتى « رومانف » به زبان فرانسه داشتند تعداد معتنابهى از كلمات آن زبان در روسيه مصطلح گشت و باقى ماند و هرآينه ممكن است پارتنى هم يكى از آن كلمات باشد و با تغيير يافتن شكل تلفظ بدينصورت درآيد . « 1 »
يكى دو ماه پس از ورود روسها اين كلمه در اردبيل بر سر زبانها افتاد و چنين شايع گشت كه هركس علاقمند باشد مىتواند در دستهء پارتنى ثبتنام كند و جزو طرفداران شوروىها درآيد . ما متأسفيم كه در آن ايام در اينباب كوتاهى كرده كمّ و كيف آن را از كسانى كه ثبتنام مىكردند جويا نشديم و لذا با پرسوجوهائى كه بعدها دراينباره نموديم چنين دريافتيم كه كسانى از مهاجرين ايرانى كه از روسيه آمده بودند در منطقهء
هامش
( 1 ) - ما زبان روسى نمىدانيم و كسى هم نيافتيم كه از لحاظ« Etimologie »يا آشنائى به ريشهء كلمات آنزبان ما را در اينباره يارى دهد . از اينرو اين قسمت را به صورت « تصور » بيان كرديم تا اگر گفتههاى مذكور با واقعيت امر تطبيق ننمايد مورد ايراد نباشد .