سعدى اردبيلى آنكه بطبّ * در جهان مثل او بشر نبود
هركه را شربتى دهد به مرض * حاجت شربت دگر نبود « 1 »
سلامى اردبيلى :
دانشمند باذوقى بوده و وزارت پسر « صدر الدين خان معصوم بيگ » را داشته است . اشعار نيكو مىسروده و اين بيت نمونهاى از سرودههاى اوست :
هجران بدان رسيد كه هرچند مىدهم * دل را بوصل مژده تسلّى نمىشود
سلامى رفيقى داشت كه با وجود آنكه از شعر و شاعرى اطلاع و بهره كافى نداشت با اينحال گاهى كلمات چندى را با هم به صورت شعر تلفيق نموده و كلامى تخلص مىكرده است . يكى از معاصرين در حق آنها گفته است .
دو چيزند بدتر ز تير حرامى * سلام كلامى كلام سلامى
سمطورى اردبيلى
نامش جزو دانشمندان آمده و بنوشتهء دانشمندان آذربايجان ، مؤلّف « حديقه الشعرا » نيز از او بدين عنوان ذكر كرده است . با اينحال تاريخ حيات و شرح زندگانى او روشن نيست .
نوشتهاند از سمطورى ديوانى باقى مانده است كه بنام او به « ديوان سمطورى اردبيلى » معروف مىباشد .
شرف الدين اردبيلى :
مؤلف تاريخ اردبيل و دانشمندان مىنويسد كه « شرف الدين ابى شرف الدين ابو عبد الله اردويلى » از علماى كثير الزهد و رياضتكش و باصفا بود . در قرن هفتم هجرى مىزيست و در « سميساطيهء » مصر متوطن گشت .
او از شاگردان « برهان الدين موصلى » بود و از فضل و دانش بهرهء كافى داشت و جمع زيادى نيز از محضر او استفاده مىكردند . وفاتش در چهارم ماه محرّم 675 هجرى اتفاق افتاد و در كنار مرقد استادش كه مجاور قبر « صهيب رومى » بود ، مدفون گرديد .
هامش
( 1 ) - يكى از دوستان شوخطبع مصراع آخر را به طرز ديگرى تفسير مىنمود و به شوخى حذاقت را از سعدى سلب مىكرد .