شاگردان « سلطانمحمد خندان » خطّاط معروف قرن دهم هجرى ، در سال 953 نوشته به صورت مذهّب و مجدول در كتابخانهء « سلطان القرائى » در تبريز موجود است « 1 » .
مصنّفات ديگرى بنام « مناقب الاسرار » و « بهجت الاحرار » نيز به دو منسوب است .
خطائى بزبانهاى فارسى و تركى شعر مىگفت . ابيات زير نمونهاى از سرودههاى فارسى اوست « 2 » .
دل كشتهء آن موى كه بر روى تو افتد * جان كشتهء آن چين كه بر ابروى تو افتد
بىخوابم از آن خواب كه در چشم تو بينم * بيتابم از آن تاب كه در زلف تو افتد
در غيبت من گفت رقيب آنچه توانست * روشن شود آن روز كه بازو به تو افتد
ذكرى اردبيلى :
نام او جزو شعراى قرن سيزدهم ثبت شده و مؤلف دانشمندان آذربايجان اشاره كرده است كه اشعار او به زبان تركى بوده است بدون آنكه از شرححال وى مطلبى عنوان كند .
رابط اردبيلى :
به « شاه كاظم » معروف بوده و در قرن يازدهم مىزيسته است .
او در اواخر عمر در هند ماندگار شده و مثل دراويش زندگى مىكرده است . از تاريخ وفات و شرح حياتش چيزى بدست نيامده ولى ابياتى از سرودههاى او باقى مانده است . از جمله :
آنم كه در سرم هوس تخت و تاج نيست * محتاجم و به هيچ كسم احتياج نيست
گفتى رفتى ، بآستان تو كه نه * مستم خواندى ، بنرگسان تو كه نه
گفتى دلوجان بجاى ديگر دادى * اى جان و دلم قسم بجان تو كه نه
راغب اردبيلى :
« مير يوسف » نام داشته و راغب تخلّص مىنموده است . از تاريخ حيات و شرححالاتش مطلبى در مآخذ به چشم نمىخورد جز آنكه مؤلّف « آتشكدهء آذر » او را سيد عاشقپيشه دانسته و آورده است كه « گويند در حين وفات معشوق را بر بالين خود يافته و اين ابيات را سروده است :
هامش
( 1 ) - الذريعه ، بخش 1 از جزء 9 . ص 298 . لازم بيادآورى است كه نسخهء خطى بسيار زيبائى از ديوان خطائى در كتابخانهء سلطنتى ايران ، موجود است . اين نسخه در سال 1088 هجرى به خط ابو تراب نور الدين محمد اصفهانى ، با خط نستعليق نوشته شده است . كتاب مزبور با اين بيت پايان يافته است :« خطائى چوخ خطاليدور خطالى * خطائيدن دريغ ايتمه عطائى »( 2 ) - نمونهء اشعار تركى وى در صفحهء 65 جلد دوم اين كتاب ذكر شده است .