تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
« اى دل قرار گير نه وقت طپيدن است * اى ديده خون مبار كه هنگام ديدن است مى در قدح كنيد حريفان و گل بجيب * رسم عزاى ما نه گريبان دريدن است

سالم اردبيلى :

از او نيز ، كه از سخنوران قرن دوازدهم هجرى نوشته‌اند ، شرح حالى در دست نيست . اين بيت در جنگى كه بسال 1125 هجرى نوشته شده است بنام او ثبت گرديده است :
آئينه در كفت دل فولاد اگر نداشت * پيش رخت چگونه سپر كرد سينه را

سامى اردبيلى :

« سام ميرزا » فرزند شاه اسماعيل اول روز سه‌شنبه 21 شعبان 923 متولد شد . در ايام جوانى عليه سلطنت برادرش شاه طهماسب اول ، عصيان كرد و بهندوستان رفت . بعدها از اين كار پشيمان شد نامه‌اى ببرادر نوشت و مورد عفو قرار گرفت . در سال 969 باز عصيان كرد و دستگير گرديده در قلعهء قهقهه زندانى گشت و با خانواده‌اش در آنجا زندگى مىنمود . در سال 974 روزى در آن قلعه با دو تن از فرزندان القاص ميرزا نشسته مشغول صحبت نمود ناگاه زلزلهء شديدى اتفاق افتاد و سقف ريخت و همهء آنها در آنجا كشته شدند . سام ميرزا مرد اديبى بود و شعر نيز مىسرود . او در سال 967 ديوانى بعنوان « تحفهء سامى » جمع كرده است و نوشته‌اند كه حاوى احوال 6664 نفر از شعراى معاصر وى مىباشد . ابيات زير از سروده‌هاى خود اوست :
اى همچو پرى از من ديوانه رميده * نى با تو سخن گفته و نى از تو شنيده اى واى بر آن عاشق محروم كه هرگز * صد بار ترا ديده و گويا كه نديده آزرده شد از چشم من امشب كف پايت * دردا كه كف پاى ترا چشم رسيده مرغ دل سامى بهواى سر كويت * در دام بلا مانده و يك دانه نچيده
عبدى شيرازى در خصوص مرگ وى گفته است :
بتاريخ جهان زد قهقهه كبك خرامنده * كه نبود دائما جام بقا اندر كف ساقى چو گفتم چيست حال سام و سال تاريخش * بگفتا در جوابم « دولت طهماسب شد باقى »

شيخ ستار اردبيلى :

« شيخ ستار بن عبد الوهاب » از متأخرين فضلاى حوزهء علميهء نجف بشمار مىآمده ، از « ميرزا حبيب الله رشتى » كسب علم