تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
اى خضر راه عشق خدا را بگو به من * تا از كدام راه روم كوى دلبرم هرچند غرق بحر گناهم ز شش جهت * دارم اميد عفو ز خلاق اكبرم شايد شفاعتم بكند حضرت رسول * دارم اميد لطف ز مولاى قنبرم

حلمى اردبيلى :

او نيز از دانشمندان آذربايجان بشمار مىآمد . به سير و سفر علاقهء زيادى داشت . پس از مسافرتهاى زيادى سرانجام در اصفهان توطن نمود . در شعر استعداد كافى داشت و اشعارش مورد توجّه و پسند اهل ادب بود . ابيات زير كه بنام او ضبط شده توانائى او را در اينباب نشان مىدهد :
نخواهم سايه افتد بر زمين از نخل بالايش * كه پندارم ز پا افتاده‌اى افتاده در پايش ز كجاست بخت آنم كه تو چون فرشته ناگه * ز درم چنان درآئى كه مرا خبر نباشد
از شرح‌حال و تاريخ حيات و مماتش در كتابهاى موجود بيش از اين مطلبى عنوان نشده است .

حمد الله اردبيلى :

از فضلاى قرن دهم هجرى است . نوشته‌اند كه مردى بغايت متبحّر و متفرد بوده در علوّ فضيلت و ادراك و جامعيّت بين اقران و امثال مقام والائى داشته است . مدتى در شيراز مىزيسته و « تقى الدين » در تذكرهء « عرفات العاشقين » گفته است كه قبل از سال 1000 هجرى او را در آن شهر ملاقات كرده است . حمد اللّه اشعار خوبى ميسروده و رباعى زير نمونه‌اى از سروده‌هاى وى مىباشد :
آن روز كه روى دل بسويم كردى * ديدار حريص وصل رويم كردى اكنون ز دو چشم خويش مىپالايم * خونها كه ز هجر در گلويم كردى

حمزهء اردبيلى :

مؤلف دانشمندان آذربايجان بنقل از « نجوم الّسماء » آورده است كه « مولانا حمزه » از حكماى معروف اردبيل بود و از شاگردان محقق اردبيلى بشمار مىآمد . در 1099 به مرض طاعون درگذشت و فرائد و تعليقاتى از او بيادگار ماند . در اين نوشته سهو و خطائى به نظر مىرسد و آن اينكه خود محقق در سال 993 فوت