سرودههاى وى مىباشد :
دل صدپاره مرا از غم گل پيرهنى است * خندهء تلخ من از گريهء شيرين دهنى است .
روم در پشتهء كوهى چو اشتر خار مىبينم * ز شادى بشكفم چون گل كه در گلزار مىبينم
يكى از شعراى اين سبك « طرزى » نام داشته و اين يك بيت نمونهاى از شعرهاى وى ضبط شده است .
به طرز طرز طرزى طرز طرزيدن نه تزريق است * كه طرزيدن به طرز طرز طرزى محض تزريق است
ثانى صفوى :
مؤلف كتاب « سخنوران آذربايجان » آنعده از سلاطين و شاهزادگان و بزرگان صفوى را ، كه ذوق ادبى داشته و اشعارى سرودهاند ، در عداد ادباى اردبيل نوشته است « 1 » و شاه عباس دوم از جملهء آنها مىباشد . او پسر شاه صفى است و شهرت ادبيش « ثانى » بوده است . « 2 » بسال 1042 هجرى در قزوين تولد يافته و بعد از سى و شش بهار در خسروآباد مغان درگذشته و در جوار حضرت معصومه ( ع ) در قم دفن شده است . او در زمان سلطنتش بعمران و آبادى توجه خاصى داشته و در بقعهء شيخ صفى الدين هم بناهائى كرده است « 3 » كه تالار بزرگ چينىخانه از جملهء آنهاست .
ثانى علاوه بر طبع شعر در امر حساب و محاسبات نيز ورود كامل داشته و در حاشيهء احكام و ارقامى كه براى ملاحظه يا تصويب وى داده مىشده نظريات و ايرادات دقيقى مىنوشته است . ابيات زير را نمونهاى از اشعار او ذكر كردهاند :
به ياد قامتت در پاى سروى گريه سركردم * چو مژگان برگ برگش را به خون ديدهتر كردم
هامش
( 1 ) - ما از آوردن همهء سخنوران خاندان صفوى خوددارى كرده و در اين گفتار بيكى دو تا از آنها اكتفا نمودهايم .
( 2 ) - شايد بدين اعتبار كه شاه عباس دوم بوده است .
( 3 ) - جلد دوم اين كتاب صفحهء 248 .