العلما » به اين قسمت اشاره كرده گفته است كه اين تفسير ( يعنى قسمت عربى ) از سورهء فاتحه و آياتى از سورهء بقره تجاوز نكرده و من ، يعنى مؤلف رياض العلماء ، آن را بخطّ الهى در اردبيل ديدهام . از نوشتهء اين مؤلف در جاى ديگر چنين برمىآيد كه الهى تفسير را به شعر درمىآورده است زيرا اشاره كرده است كه آنچه او از تفسير مذكور ديده تقريبا بالغ بر ده هزار بيت بوده است .
مؤلف « دانشمندان آذربايجان » نيز نوشته است كه از اشعار الهى قريب دو هزار بيت جمعآورى شده است . رباعى زير كه روح عرفانى الهى در آنها متجلى گشته است در كتاب مزبور بعنوان نمونه از اشعار وى نقل شده است :
اى گشته ز ذات خود هويدا چون نور * ذرّات جهان ز نور تو يافت ظهور
كنه تو ز دانش خردها مستور * وجه تو ز ادراك نظرها همه دور
الهى گلشن راز شيخ شبسترى را به فارسى شرح كرده و صاحب رياض العلما گفته است كه آن را به خط خود وى در اردبيل ديده است . تاريخ تحرير اين شرح سال 908 هجرى مىباشد . خود الهى در ماده تاريخ اتمام كتاب گفته است :
شده تاريخ اتمامش چو روشن * زده عقلش رقم از « شرح گلشن »
خداوندا اسير توست الهى * ندارد آبرو جز روسياهى
پناهى نيستش جز فضل عامت * نخواهد از سخن جز ذكر نامت .
او از اساتيد خود اجازات علمى ، كه بمنزلهء دانشنامههاى دانشگاهى و « آكادمى » هاى علمى امروز بوده است ، دريافت داشته و منجمله علّامهء دوانى در پشت كتاب « شواكل الحور فى شرح هياكل النور » كه از تأليفات خود اوست ، دربارهء الهى چنين نوشته است :
« قرء على المولى السيد الفاضل البارع جامع الفضائل ، مرضى الشمائل الساعى فى تكميل نفسه ، بجدّ حديد و ذهن جديد و طبع سديد ، جلال الملّة و السعاده و الفضيلة و الفطانه و الدين حسين الاردبيلى ، اسبغ الله تعالى فضائله ، و ايّد بين الاقران شمائله ، هذا الكتاب المسمّى شواكل الحور فى شرح هياكل النور ، من تصانيفى ، قرائة دالّة فطانته و رزانته و ذكائه و متانته ، فاستجاز فى روايته و رواية ساير ما يجوز لى روايته من الكتب