در سفريكه براى ديدن برادرش به شيراز رفت ، اولين شب اقامت در آن شهر را در مقبرهء او گذرانيد و در حالى كه مردم به قصد كفنودفن او رفتند ويرا در آنجا زنده يافتند . « 1 »
از وصاياى ابو ذرعه بمردم است كه عمر را از براى آزار مردمان نخواهيد بلكه از براى استراحت ايشان بخواهيد كه ما را در طريقت غير از اين نيست كه آزار كس نخواهيم و تا توانيم راحت كسان خواهيم و اين مضمون همان است كه بعدها حافظ شيرازى به قالب شعر درآورده و چنين گفته است :
مباش در پى آزار و هرچه خواهى كن * كه در طريقت ما غير از اين گناهى نيست
شيخ ابو سعيد اردبيلى :
از عرفاى قرن سوم هجرى و از مريدان « جنيد بغدادى » است .
عارف والامقامى بود و شيخ صفى الدين در اوان جوانى در مزار او عبادت مىكرد . قبر او هماكنون در اردبيل و در اول كوچهء معصومشاه باقى و به « پير » معروف است . حمامى هم كه از قديم الايام در مجاورت اين مكان داير است باسم « حمام پير » خوانده مىشود .
آرامگاه شيخ ابو سعيد در اين چند سال اخير شكل ظاهرى خود را از دست داده و بطوريكه در مجلدات پيشين اشاره كردهايم در مظانّ نسيان و اىبسا در آستانهء از بين رفتن قرار گرفته است . « 2 »
ابى الفرج اردبيلى :
« نور الدين فرج بن محمد ابن ابى الفرج الاردبيلى » از اردبيل برخاسته و پس از تحصيل مقدمات به دمشق رفته و در « ظاهرية البرانيّه » بتدريس اشتغال يافته است . پس از مدتى ، تدريس در « ناصريه الجوانيّه » و « الجاروخيّه » را بر عهده گرفته و در ضمن آن با « شمس الدين اصفهانى » آشنائى و ملازمت يافته است .
او با همت و پشتكار بتصنيف و نوشتن پرداخته و « منهاج » البيضاوى را شرح كرده است . اين شرح كه در شش مجلد است بسيار عالى است . « ابن حجر » گفته است كه او از لحاظ تحقيق بىنظير بوده است . ابى الفرج ظهر روز دوشنبه 749 در جاروخيّه به مرض
هامش
( 1 ) - جلد دوم اين كتاب ، صفحهء 93 .
( 2 ) - جلد دوم اين كتاب . صفحهء 186 .