نيمهء اول قرن چهاردهم هجرى مشخص مىنمايد .
شيخ ابراهيم حاشيهاى بر رسائل شيخ انصارى نوشته كه بسيار محققانه است و بچاپ نيز رسيده است .
ابن بزاز اردبيلى :
مؤلف كتاب معروف « صفوة الصفا » ست كه بقول دانشمندان معاصر ، يگانه مرجع مورخان در باب شيخ صفى الدين و پدران اوست و بگفتهء شادروان عباس اقبال كسانى كه دربارهء اين قسمت از تاريخ مطالبى نوشتهاند عموما از اين كتاب بهره گرفتهاند .
نام او « درويش توكلّى » و پدرش « اسماعيل بن محمد اردبيلى » است . در قرن هشتم هجرى مىزيسته و از مريدان شيخ صدر الدين موسى فرزند و جانشين شيخ صفى الدين بوده است . كتاب خود را بتشويق مرشد برشتهء تحرير درآورده و بعنوان « اسّس المواهب السنيه فى مناقب الصفويه » اين اثر ارزندهء تاريخى را از اوضاع و احوال اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجرى بجاى گذاشته است . تاريخ تحرير اين كتاب 759 هجرى قمرى يعنى 24 سال بعد از فوت شيخ صفى الدين بوده است . كتاب ديگرى بنام « مكشف القلوب » نيز به دو منسوب است .
سيد احمد كسروى معتقد است كه در دوران شاه طهماسب اول صفوى در كتاب صفوة الصفا دست برده شده است تا نسب شيخ صفى الدين و آباء ويرا به حضرت امام موسى الكاظم ( ع ) برسانند و بدينطريق شيخ و اولاد او را « سيد » گردانند .
ابن هلال اردبيلى :
او از دانشمندان « ناشناختهماندهء » اردبيل است زيرا از شرححال و تاريخ حياتش خبرى نيست ولى بنابر نوشتهء « تاريخ اردبيل و دانشمندان » كتابى بنام « معجون الاسرار الاطباء » از او باقى مانده است كه نسخهاى از آن در كتابخانهء مجلس شورايملى ايران موجود است .
ابو الحسن صدر الدين :
مؤلف تاريخ اردبيل و دانشمندان او را بنام « جمال الدين ابو الحسن صدر الدين اردبيلى » معرفى كرده و از مدرسين حوزهء علميهء خراسان بشمار آورده است . از شرححال و تاريخ حيات