« اورشليم » يا بيت المقدس امروزى را محاصره كرد . شهر دچار كمبود غذا شد و هر گونه خوردنى ناياب گشت . روزى سربازان مدافع شهر بوى كبابى از خانهء زنى بنام مريم ، كه از اشراف بود ، شنيدند و چنين پنداشتند كه براى او تهيهء آن غذاى مطبوع ميسّر گشته است . او را تهديد كرده غذا خواستند . مريم كه از شدت مصائب جنونى بوى دست داده بود بقاياى جسد كودكى را پيش آورد و گفت بگيريد كباب از اينست . اين فرزند من است . شما هم بخوريد . سربازان وحشتزده عقب رفتند . مريم گفت بخوريد مگر شما از مادرش حساستر هستيد ؟ اين بگفت و بر زمين افتاده جان سپرد . « 1 »
در عصر ما نيز كه دوران آتم و تكامل علمى و اخلاقى انسان قرن بيستم است شواهدى از آن به چشم مىخورد . در جنگ جهانى دوم شهر لنينگراد پايتخت سابق « رومانوف » ها در روسيه و دومين شهر بزرگ و متمدن آن كشور بمحاصرهء ارتش آلمان نازى درآمد . ساكنان آن شهر شجاعتها كردند و تا آخرين لحظه از ورود ارتش نازى بدانجا جلو گرفتند . مهاجمان آنجا را بمحاصرهء كامل درآوردند و راه آمدوشد را بر آنها بستند . رفتهرفته ذخيرهء شهر كم شد و زمانى رسيد كه خواربار ناياب گرديد . نيازها بيش از تحمل گشت و طاقتها طاق گرديد . گرسنگى از حدّ گذشت و حبّ ذات به صورت خوردن گوشت همديگر ، در چنين مردان و زنان فداكار ظهور و بروز نمود . كوچهها و خيابانها پر از اجساد مردگان بود ولى سرماى سخت آنها را سختتر از سنگ و آهن كرده بود و وسيلهاى براى گرم كردن و نرم نمودن آنها نبود . كسانى از مردم متمدن اين شهر ، براى بقاى حيات خويش غروبها در معابر كمين مىكردند و در تاريكى شب ديگرانى از عابران را ، كه بى خبر از كنار آنها مىگذشتند به هلاكت مىرسانيدند تا با گوشت نرم و قابل خوردن آنها گرسنگى خود را ، ولو براى يكروز بر طرف سازند . كاريكه از درندگان جنگل نيز نسبت بهمنوعان آنها سر نمىزند . « 2 »
بنوشتهء « دارف » از اهالى خود لنينگراد خوردن گوشت مردهها يك امر عادى گشته
هامش
( 1 ) - كتاب بيت المقدس و تحول قبله . خليل كمرهاى . تهران . كتابفروشى اسلاميه . صفحهء 46 / 104 .
( 2 ) - خوانندگان نپندارند كه ماها برتر از اين مردمانيم و مطالب فوق را شايستهء سرزنش مىدانيم . خلقت حيوانى انسان چنين است و اگر خداى ناكرده روزى پاى چنان امتحانى پيش آيد معلوم نيست كه ما بدتر از آنها عمل ننمائيم .