روزگار را بر متفقين تيره كرده بود . در نتيجه نيروى انسانى اينها ، بويژه روسها ، كه با شدت تمام مورد حمله بودند و بار سنگين جنگ و تلفات آن را بر دوش مىكشيدند ، صرف امور جنگى مىشد و براى كشت و برداشت و تأمين نيازمنديهاى غذائى امكان كمترى باقى بود و از اينرو غلات موجود در اردبيل غنيمتى براى آنها به حساب مىآمد . اين بود كه از يكهفته بعد از استقرار ارتش سرخ در اردبيل ، انبارهاى غلات ، اعمّ از دولتى يا خصوصى بدست آنها افتاد و كاروان كاميونهاى روسى شب و روز گندم و جو و هرگونه دانههاى خوردنى را كه موجود بود ، بار كرده از اين شهر برد و آنچه را كه براى خوراك خود اهالى لازم بود براى مصارف آنها بروسيه انتقال داد .
روسها تنها بغلّات و حبوبات نياز نداشتند بلكه تعداد زيادى گاو و گوسفند و حتى اسب و الاغ را نيز خريدارى كرده گوشت آنها را به صورت « كنسرو » درآورده در حلبىهاى بزرگ براى سربازان خود به جبهههاى جنگ مىفرستادند .
امّا انگليسيها كه هندوستان و استراليا و كانادا را در اختيار داشتند از حيث مواد خوراكى كمتر تحت فشار بودند لذا از راه موذيگرى بطريق ديگرى مردم را در تنگنا قرار مىدادند بدينمعنى در نقاطى كه به تصرف درآورده بودند ما يحتاج عمومى را ببهاى گزافى خريدارى كرده معدوم مىنمودند و سكنه را بدينوسيله براى تهيهء نان و ساير ضروريات زندگى مشغول مىداشتند تا مبادا فراغتى پيدا كنند و درصدد اقدامات ايذائى عليه مهاجمين برآيند و يا در امر حملونقل سلاحهاى آمريكائى ، كه از طريق ايران بروسيه فرستاده مىشد ، مشكلاتى ايجاد نمايند .
انگليسىها خرمنهاى غلات را با بهاى گزاف ، كه با اسكناسهاى تازهء ايرانى مىپرداختند ، خريدارى كرده در همانجا آتش مىزدند و ما يحتاج ديگر مردم نظير روغن و لبنيات را با تطميع فروشندگان ابتياع نموده در رودخانهها و بيابانها از بين مىبردند و شنيدنى است كه گفته مىشد آن اسكناسها ، كه آنها بابت بهاى اجناس مذكور مىپرداختند ، بدون آنكه بانكملّى ايران ، ناشر قانونى آن روز اسكناس در ايران ، اطلاع داشته باشد ، در انگلستان چاپ و بوسيلهء ارتش و ديگر مأموران آندولت در اين كشور در
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٢