فصل پنجم علما و دانشمندان اردبيل
بايد اظهار تأسف شود كه از نام و شرححال علماى قبل از اسلام اردبيل و نيز بيشتر دانشمندانى كه در طول قرنهاى متمادى بعد از ظهور اسلام از اين منطقه برخاستهاند اطلاعى در دست نيست و اگر در بعضى از منابع موجود از عدهاى از آنان ذكرى بميان آمده غالبا بنحو ايجاز صورت گرفته و يا بر سبيل مطالب اشارتى بدانها شده است .
ولى اين بدان معنى نيست كه در اين خطّهء باستانى ، كه قرنها مركز سياسى و ادارى و علمى آذربايجان بوده است ، عالم و دانشمندى نبوده و بدينجهت نام و نشانى از آنها باقى نمانده است . ما در گفتار هفتم دومين مجلّد اين كتاب آوردهايم كه مغان مركز تربيت علما و روحانيان دين قديم ايران بود و زردشت نيز يكى از آن روحانيان بشمار مىآمد . او چون قول و فعل همسلكان خود را موافق اصول ديانت نيافت براى پيراستن كيش رايج زمان ، از اوهام و ترّهات برخاست و آئين جديد را جانشين آن ساخت .
اين مطلب ، يعنى مركزيت دينى قديم در جوار اردبيل ، مىتواند موجد اين فكر باشد كه در آن ايام كسانى از سكنه اين ولايت نيز در سلك روحانيان مذكور ، اعم از مخالف زردشت يا طرفدار آئين وى ، بوده با كسب دانش معمول روز ، بنشر و اشاعهء آن مىپرداختهاند . امّا گذشت روزگار چنان كه از ديگران ، نام و نشانى باقى نگذاشته ، يادى از دانشمندان اردبيل نيز در تاريخ نگه نداشته است .
خوانندگان دانشمند مىدانند كه اين ما نيستيم كه دانشمندان آنعهد را در چهارچوب روحانيان دينى محصور كردهايم بلكه عليرغم مراكز قديم دانش ، مثل يونان و اسكندريه و غيره ، كه از سى قرن پيش كانون بررسىهاى فلسفى و رياضى و طبيعى بودهاند ، در بيشتر كشورهاى شرق ميانه مثل ايران ، مسائل دينى اساسىترين