بر آنها افزوده مىشد .
مسائل مربوط بكشاورزى با باغبانى در خانه آغاز مىشد و چون خانهها عموما باغچههاى بزرگ و حياطهاى پردرخت و سبزه داشت رسيدگى بر آنها ، بوجود آوردن نهالها ، زدن پيوندها ، كاشتن گلها و آبيارى آنها وسيلهء سرگرمى براى اغلب مردها به حساب مىآمد .
نگهدارى اسب و گاو و گوسفند نيز تقريبا در بيشتر خانوادهها معمول بود و رسيدگى بخورد و خوراك و تيمار آنها ساعاتى از فراعت مردان را پر مىكرد .
كبوتر و خروسبازى :
برخى از آنان بنگهدارى و بازى با كبوتر و خروس علاقه نشان مىدادند و با آنكه هردو ، بويژه كبوتربازى در جامعه كار پسنديدهاى نبود با اينحال كبوتران بلندپروازى تربيت مىنمودند و بقدرى در اين كار كوشش مىكردند كه گاهى كبوتران تربيت يافتهء آنها نه تنها از روستاهاى اطراف شهر ، بلكه از شهرى مثل تبريز و خلخال نيز بلانهء خود باز مىگشت .
بعضى ديگر از اردبيليان خروسبازى را دوست مىداشتند و تربيت خروسهاى جنگى را سرگرمى و تفريحى براى خود انتخاب مىكردند . خروسبازان آنها را بجنگ با هم وامىداشتند . هر خروسى كه ديگرى را مغلوب مىنمود مبلغى را كه شرط شده بود عايد صاحبش مىساخت . خروسهاى جنگى اردبيل از نژاد مخصوصى بنام « لارى » بود كه پاهاى بلند ، قامت و گردن كشيده داشت و تربيتشدههاى آنها ببهاى قابل ملاحظهاى خريد و فروش مىشد .
مجلهء فردوسى كه در تهران چاپ مىشد در شماره 13 فروردين 1351 در صفحهء 12 خود تاريخچهاى از خروسبازى در ايران نوشته ضمن آن آورده است كه « تهران از لحاظ پرورش خروس جاى مشهد را گرفته و بعد در اردبيل اين كار متداول گشته است .
اردبيليها بخروسبازى علاقهء فراوان دارند . بعد در تبريز و رشت و كرمانشاه . خروسبازها معمولا براى ترتيب مسابقه به اردبيل و تبريز و سرخس مىروند » .