براى عروسك يك دختر ، با بيگچهء دختر ديگرى از همبازيها منظور مىداشتند ، و براى شركت در اين مراسم و تماشاى جهيزيههائى كه براى آنها تدارك ديده بودند از همسنو سالهاى خود نيز دعوت مىنمودند .
بشداش :
بازى ديگرى كه اختصاص بدختران داشت « بشداش » بود و اين نام بسبب آنكه وسيلهء بازى پنج ( يعنى بش ) عدد سنگ ( داش ) باندازهء فندق يا اندكى بزرگتر بود ، بدان اطلاق مىگرديد .
نحوهء بازى چنين بود كه يكى از آنها ، كه نوبت بازى با او بود ، پنج سنگ مزبور را در كف دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا مىانداخت و بلافاصله پشت همان دست را براى گرفتن آنها در مسير سقوط آنها قرار مىداد . اگر سنگها ، ولو يكى از آنها در پشت دست قرار مىگرفت همانها را به همان شكل باز در هوا مىانداخت و اينبار با كف دست آنها را مىگرفت . اگر در اين دو حركت يك يا چند تا از سنگها به زمين مىافتاد بازيكن مىبايست يكى از آن سنگها را كه در دو حركت مزبور گرفته بود ، رو به بالا در هوا بيندازد و تا فرود آمدن آن ، يكى از آن سنگهاى افتاده را بردارد و بلافاصله آن سنگ را كه به هوا انداخته بود در هوا بگيرد . و بهمينگونه همهء سنگها را از زمين جمع كند .
در حركت دوم سنگها را در زمين مىريخت و يكى از آنها را برداشته در هوا مىانداخت و هربار كه آن سنگ را به هوا مىانداخت تا گرفتن آن ، يك سنگ از زمين برمىداشت .
در مرحلهء سوم و چهارم و پنجم هم سنگها را در زمين مىريختند و يكى از آنها را برداشته به هوا مىانداختند و تا گرفتن آن ، سنگهاى روى زمين را ابتدا دوتادوتا ، بعد سه تا و يكى و بالاخره هرچهار تا را يك جا از زمين برداشته با همين دست كه سنگها در آن بود سنگى را كه از هوا پائين مىآمد مىگرفتند . اگر موفق به اين كارها نمىشدند ، خودشان مىمردند و بازى را تحويل طرف مىدادند .
در مرحلهء ششم نوبت تعويض سنگها بود بدينمعنى كه سنگها را همچنان در زمين مىريختند و يكى را برداشته به همان شكل به هوا مىانداختند و تا گرفتن آن يكى از سنگها