كسانى كه مهارتى در اين كار داشتند گاهى بر روى يك پا مىايستادند و چهبسا كه در طول خط پاهاى خود را نيز عوض كرده يكى را بجاى ديگرى روى يخ گذاشته ديگر را در هوا نگه مىداشتند . گاهى نيز در حالى كه همچنان بجلو مىرفتند چمباتمه زده روى يك يا دو پا مىنشستند و مرتبا برخاسته اين كار را تكرار مىنمودند .
اين بازى بر روى اين رودخانه گاهى هم ايجاد خطر مىكرد زيرا قسمتى از يخ مىشكست و بچه در داخل آن افتاده آب مىبرد و چون تمام سطح آب را يخ فراگرفته بود به زودى غرق مىگشت و نجات وى ميسّر نمىگرديد .
بازيهاى دختران :
دختران نيز اوقات فراغت خود را با تفريحاتى مىگذرانيدند و مشغوليتهائى براى خود داشتند ولى اين مشغوليتها با تفريحات و بازيهاى پسران فرق داشت . اينان چون كمتر بمكتب و مدرسه مىرفتند تقريبا بيشتر اوقات خود را در خانه بودند و عمدتا بطور غيرمستقيم تحت تربيت مادران قرار مىگرفتند و بر خلاف امروز كه رواج خوردنيهائى مثل « ساندويچ » و نوشيدنيهائى از انواع « كولا » غالبا اجاق خانهها را خاموش و كدبانوهاى جوان را از پختن غذا و دم كردن چائى و نظاير آن معاف كرده است ، آنان طبخ خورشهاى مختلف و غذاهاى متنوع مرسوم را از مادران خود فرامىگرفتند و نيز شستن رخت و دوختن لباس يا وصله كردن آنها و نظافت و ديگر كارهاى ضرورى را بحدّ كمال مىآموختند و بدينطريق بيشترين وقت روز بويژه تمام قبلازظهرهاى خود را با اين امور جدّى مىگذرانيدند و فقط بعدازظهرها بود كه ساعات فراغتى براى آنها پيدا مىشد و مجالى براى تفريح و بازى پيش مىآمد .
گلين و بيگچه :
مهمترين بازى آنها عروسكبازى بود كه بنام « گلين » مىناميدند . گلين در زبان تركى بنام « عروس » است و در عمل بمجسمههاى بخصوصى گفته مىشد كه به شكل عروس مىساختند . امروز با پيدايش صنعت « پلاستيك » اين مجسمهها در كارخانههاى مخصوص و باندازههاى مختلف و باشكال گوناگون و زيبا ساخته مىشود و بحدّ وفور در