تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
مىكرد . در گذشته‌هاى اردبيل زمستانها پربرف مىشد و چنانچه در صفحه 7 جلد اول گفته‌ايم گاهى آنقدر برف مىباريد كه از بالاى تلهاى حاصل از آنها ، مىشد به پشت بامها رسيد . اين امر براى بيشتر بچه‌ها وسيلهء بازى خوبى بود زيرا آنها قسمت زيرين تودهء انباشتهء برف را خالى كرده اطاقكهائى مىساختند و با انداختن گليم و حصير در آنها نشيمنى براى خود درست مىنمودند و حتى گاهى با ساختن ترازوهاى كوچكى ، دكانى در آنجا براى خود بوجود آورده بهمديگر نخودچى كشمش ، ازگيل ، سنجد و غيره ، كه از تنقلات زمستانى آنروزگار بود ، عرضه مىكردند و ساعاتى بدينطريق مشغول مىشدند . گاهى هم كه خسته مىشدند گلوله برف‌بازى مىكردند . گلوله برف ، كه بتركى آن را « قارگولّه‌سى » مىگويند ، بين بچه‌هاى بزرگ و حتى جوانان نيز مرسوم بود و بيشتر جنبهء تفريحى داشت . و معمولا پس از آمدن برف و باز شدن هوا بيشتر صورت مىگرفت زيرا برفهاى تازه با فشار دست زودتر و بهتر به شكل گلوله در مىآمد و اگر يك شب بر آن مىگذشت سرماى هوا نرمى برفها را از بين مىبرد و چسبندگى آنها بهمديگر كمتر مىشد . رودخانهء بالخلو در زمستان يخ مىزد و سطح آن يكپارچه منجمد مىشد و وسيله‌اى براى « بوزتپك » يعنى سرسره رفتن روى يخ ، براى جوانان و نوجوانان فراهم مىگرديد و بازيكنان هرمحله يا كوچه در قسمتى از روى رودخانه ميدانى براى خود ترتيب مىدادند . اين ميدان قسمتى از روى يخ بود كه بطور مستقيم به طول 5 تا 20 و گاهى 30 متر و عرض نيم متر انتخاب مىشد . اين ميدان صاف و هموار بود و در قسمتى از رودخانه كه ضخامت يخ زياد بود منظور مىگشت . بازيكنها كه ميخ‌ها يا نعلهاى آهنى بر پاشنه‌هاى كفش‌هاى خود داشتند از دور با حالت دو ، خيز برمىداشتند و وقتى بميدان يخ مىرسيدند بر سر دو پا راست واميايستادند و در روى يخ سر خورده بجلو مىرفتند و گاهى با حركت دادن دستها يا نيم‌تنهء بدن بر سرعت خود مىافزودند تا بانتهاى خط مىرسيدند .