در اينموقع وزير خطاب به شاه مىگفت « شام ، شام ، بير اوغرى دوتموشام » « 1 » . شاه مىگفت از او بپرس براى چه آمده است . جوابها طورى بيان مىگشت كه حكايت از قصد دزدى وى مىنمود و وقتى شاه گزارش آن را از وزير مىشنيد دستور مجازات يا عفو مىداد و در صورت اول بتعدادى كه او مىگفت بوسيلهء وزير بدست مجرم « تورنا » زده مىشد .
اين بازى به همين نحو ادامه مىيافت و وقتى قاب يكى توخان يا آلچى مىافتاد وزارت و يا سلطنت به دو مىرسيد .
دووارا ويرما :
« دووار » همان ديوار است كه آذربايجانيان آن را بدينصورت تلفظ مىنمايند و « ويرما » مصدر مرخمى است از « ويرماخ » بمعنى زدن . كلمهء مركب از اين دو جزء ، همنام يكنوع بازى بود كه بچهها در كوچه با هم بازى مىكردند . وسيلهء بازى غالبا دگمهء لباس بود كه در قديم از فلز ساخته مىشد . بازى را يكى از بچهها با زدن دگمهاى بر سنگ يا آجر ديوارى آغاز مىكرد . دگمه پس از آنكه به سنگ مىخورد كمانه كرده به عقب برمىگشت و روى زمين مىافتاد . آنگاه بازيكن دوم با دگمهء خودش بر آن سنگ يا هرنقطهء ديگر آن ديوار ، كه مىخواست ، به همان طريق مىزد و سعى مىكرد كه دگمهاش در كنار دگمهء اولى بيفتد . اگر اين دگمه در نزديكى دگمهء قبلى و حداكثر تا فاصلهء يكوجبى آن مىافتاد نفر دوم برنده بود و دگمهء اولى را بنفع خود برمىداشت و الّا نفر اول دگمهاش را از زمين برداشته بطريقى كه ذكر شد از نو بر ديوار مىزد و سعى مىنمود كه آن را در كنار دگمهء دومى در زمين بنشاند و آن دگمه را بنفع خود ببرد .
در سنين بالا برخى از جوانان بجاى دگمه با پول سياه بازى مىكردند و بردوباخت آنها باصطلاح روز جنبهء قمار به خود مىگرفت .
قارگولهسى و بوزتپّك :
در فصل زمستان بر اثر بارندگى و يخبندان و سردى هوا بازيهاى فوق عملا غيرمقدور مىشد و بجاى آنها بازى با برف و سرسره رفتن روى يخ و نظاير آنها وقت خالى بچهها را پر
هامش
( 1 ) - يعنى شاهم ، شاهم يك دزد گرفتهام .