صيانت لانه و كاشانهء خود به قدر توانائى قيام مىنمايند . « 1 »
بهرحال پادگان اردبيل كمكم وسعت يافت و با فرونشانيدن قيامها و ناآراميها ، موقعيت خود را در منطقه بدست آورد و بتدريج از جهت تشكيلاتى ، از گردان به هنگ و سرانجام به صورت يك تيپ درآمد و تا روز 23 آذرماه 1324 خورشيدى ، كه بالاجبار تسليم دموكراتهاى آذربايجان شد ، عامل بزرگى در راه حفظ امنيّت و مهمتر از همه سبب دلگرمى و تقويت روحيهء وطندوستان شهرستان گرديد .
قحطى مصنوعى در اردبيل :
به نظر مردم اردبيل قحطى يكى از بليّات آسمانى است كه در طول تاريخ گاهوبيگاه در اين منطقه بظهور رسيده و سبب گرفتارى مردم و از بين رفتن نفوس كثيرى گرديده است .
ما مجال نيافتهايم كه همهء كتابها و نوشتههاى گذشتگان را در اينمورد بخوانيم و دورههاى نزول اين بليّه را در اين منطقه ، تا آنجا كه احيانا در آنها ثبت و ضبط شده است ، استخراج كرده در اينجا بياوريم ولى جستهگريخته از برخى از آنها اطلاعاتى يافتهايم و مثلا مىدانيم كه در سال 979 هجرى قمرى قحطى شديدى در اين منطقه بروز كرده و بر اثر آن و نيز شيوع طاعون « سىهزار كس در اين ولايت تلف شده است » « 2 » .
در جلد اول اين كتاب نيز به قحطى سختى در سال 1288 هجرى اشاره كرده و هلاك جمعى از مردم را بر اثر آن ياد كرده نوشتهايم كه اين قحطى بواسطهء عظمت مصيبت ، خود مبداء تاريخى براى باقيماندگان آن بليّه گرديده بود . همچنين از قحطىهاى مهلك ديگر « جفتهئيلى » و « اوچتومنليك » ياد كرده گفتهايم كه دوّمى در اواخر جنگ بين الملل اول و سالهاى 1334 و 1335 هجرى قمرى ظاهر شد و اين ناحيه و قسمتهاى بزرگى از ايران ، از نزولات آسمانى محروم گشت تا بدانجا كه نان در اردبيل يك من محلّى ، كه ببهاى دهشاهى فروخته مىشد ، به سه تومان ، يعنى شصت برابر گرانتر رسيد و بدينسبب سالهاى مذكور به « اوچ تومنليكئيلى »
هامش
( 1 ) - در صفحهء 354 جلد 2 اين كتاب مطالبى در اينمورد نوشته شده است .
( 2 ) - تاريخ « عالمآراى عباسى » . اسكندر بيگ . تهران 1334 . ص 118 .