در زمين بود بدست مىآورد .
بازيكنهائى كه در سنين نوجوانى بودند بازى كردن با قاب را مناسب شخصيت خود نمىدانستند و بجاى آن گردو مىگذاشتند . و در آخر بازى هرچه گردو مىبردند مال خود آنها مىشد .
مالابازى :
« مالا » كه در زبان فارسى به صورت ماله تلفظ مىشود بجسم گرد كروى گفته مىشود كه از سنگ و باندازهء يك گردو مىتراشيدند . براى مالابازى سه گودى كوچك كه از هم تقريبا يك تا يكمتر و نيم فاصله داشتند ، در طول يك خط مستقيم و باندازهاى كه ماله بتواند در آن جاى گيرد ، مىكندند و آنها را « مات » مىخواندند .
بازى از فاصلهء يكمتر و نيمى اولين مات ، بنام مرّه آغاز مىگشت و هركس در نوبت خود سعى بر آن داشت كه با حركت دادن مالا با انگشت وسط دست ، آن را متواليا در ماتها جاى دهد و در مقابل ، طرف ديگر تلاش مىنمود كه در نوبت خود مالاى طرف را با مالهء خود بزند و آن را بنقطهء دورترى از ماتها بفرستد و خود آنها را تصاحب كند . زدن مالاى طرف را در اصطلاح بازى « تير » مىگفتند كه فارسىزبانان آن را به صورت « تيل » تلفظ مىكردند و مالا را هم تيله مىناميدند . در آخر بازى هركس كه تعداد تيرهاى زده و ماتهاى تصاحب كردهاش بيشتر مىشد برنده مىبود .
بردوباخت اين بازى غالبا مقدارى « برهموم » بود كه به صورت گلولههاى كوچك درمىآوردند و آن را بنام « كوكه » مىناميدند و در مقابل هرتير يا مات اضافى ، يك كوكه برهموم از بازنده مىگرفتند . در سنين بالاتر ، بويژه نزد جوانان سربهوا ، برد و باخت با پول صورت مىگرفت و بجاى كوكهء برهموم يك شاهى يا دو شاهى ردّوبدل مىشد و اين كار نزد اردبيليان عنوان قمار پيدا مىكرد .
ورقبازى :
ورق يا كارتبازى را در قديم در اردبيل « گنجفه » مىگفتند و بازى با آن را قمار تلقى مىكردند . بااينحال گنجفه گاهى به صورت تحفه و سوقات از روسيه مىآمد و در بعضى از خانهها پيدا مىشد .