توپآغاج :
توپ آغاج عبارت از توپ كوچكى بود كه در قديم با نخهاى پشمى درست مىكردند . زيرا در آن ايام صنعت « پلاستيك » و نظاير آنها هنوز پيدا نشده مواد ديگرى نيز براى ساختن توپ دسترس نبود . از اينرو توپها را از نخهاى پشمى مىپيچيدند و به صورت گلوله مىساختند و براى آنكه نخها باز نشود در روى آن چند جا را با سوزن و نخ بهم مىدوختند . بعضى از بچهها مثانهء گوسفند را باد كرده دهانهء آنها را محكم مىبستند و به روى آن با همان نخها ، كه زنها از پشم مىرشتند ، مىپيچيدند و توپ بزرگى بوجود مىآوردند .
بارى بازيكنان « توپآغاج » دو نقطه را ، كه تقريبا 25 متر از هم دور مىبود به صورت « مرّه » انتخاب مىكردند آنگاه يكى از آنها كه توپانداز بود ، توپ را به آرامى به طرف يكى از بچهها ، كه در مرّهء اوليه ايستاده بود ، مىانداخت و او با دست ، و گاهى با چوبدستى ، آن را محكم به طرفى مىزد . با اين زدن ، همهء بچهها مىدويدند . توپانداز مىدويد كه توپ را بگيرد و با آن يكى از بچهها را ، در خارج از دومرّه ، بزند و ديگران هم مىدويدند تا خود را به مرّهء دوم رسانيده برگردند و در مرّهء اوليه قرار گيرند . اگر اولى موفق مىشد كه با توپ و در خارج از دو مرّه يكى از بچهها را بزند خودش بجاى او مىرفت و آنكس را كه توپ به او خورده بود بجاى خود توپانداز سازد .
چلينگآغاج :
نام فارسى آن « الكدولك » است ولى طرز بازى آن دو در اردبيل و تهران با هم فرق داشت . وسيلهء اين بازى دو تكّه چوبدستى يكى به طول تقريبى 75 و ديگرى 20 سانتيمتر بود كه اوّلى را « آغاج » بمعنى چوب و دومى را « چيلينگ » مىگفتند . اين بازى در اردبيل دو مرحله داشت « توخماغى » و « يانى » .
در قسمت اول بازى ، كسى كه نوبت بازى با او بود آغاج را از يك سر ، در كف دست طورى مىگرفت كه دو سه سانتىمتر آن در بالاى دست و بقيه در زيردست او رو به پائين قرار گيرد . آنگاه چيلينگ را بر روى آن دست و پشت برآمدگى چوب مىگذاشت و سپس آن را به هوا مىانداخت و با پائين چوب محكم مىزد . آنكس كه طرف بازى و بفاصلهء مشخصى روبروى او مىايستاد ، سعى مىكرد چيلينگ را در هوا بگيرد ، و يا