در موقع بازى ابتدا گيرجنه را بر روى نوكتيز آن با دست و در روى زمين صاف مىچرخانيدند و سپس با نخ قمچى بر آن مىزدند و بدينطريق آن را بچرخش وامىداشتند و چهبسا كه ساعتها خود را با آن سرگرم مىساختند .
فرّانقوش :
بازى ديگرى بنام « فرّانقوش » معمول بود . « فرّان » اسم مصدر از مصدر « فرّانماخ » بمعنى گرديدن و « قوش » بمعنى مرغ است و معنى اين دو كلمه ، در حال تركيب ، « مرغ گردان » مىباشد .
وسيلهء بازى عبارت از تختهء نازكى بعرض يك سانتيمتر و طول تقريبى بيست سانتيمتر بود كه در وسط سوراخى داشت و بوسيلهء ميخى بر سر يك قطعه چوب نيم مترى نصب مىشد و به آسانى بدور ميخ مىچرخيد . بر هرطرف اين تخته قطعهء كاغذى به صورت مربع و بضلع تقريبا هشت سانتىمتر ، در خلاف جهت هم ، با سريشم مىچسبانيدند .
آنگاه انتهاى ديگر چوب را در دست گرفته رو بجلو مىدويدند . بر اثر حركت و برخورد هوا با كاغذها ، تخته و كاغذ بدور ميخ مىچرخيد و در فضا سطح مدورى ، آنچنانكه بر پرههاى هواپيماهاى ملخدار ديده مىشود ، بوجود مىآورد كه براى بچّهها سرگرمكننده بود بويژه در مواقعى كه كاغذها از نوع الوان انتخاب مىشدند منظرهء رنگين مطلوبى براى آنها فراهم مىكردند .
نوع ديگر فرانقوش چنين ساخته مىشد كه كاغذهاى مربعشكل بضلع تقريبا ده سانتىمتر را از رأس هريك از چهار زاويهاش در طول قطر و تا يك سانتىمتر مانده بوسط ، با قيچى مىبريدند . سپس با گذراندن ميخ نازك ، نوك هريك از دو قسمت بريده شده را يكدرميان بوسط صفحهء كاغذ و از آنجا به سر چوبى نصب مىكردند . در موقع دويدن هوا آن را به حركت درمىآورد و باز صفحهء زيبائى براى كودكان ترسيم مىنمود .
پنجرهبازى :
اندكى كه بچهها بزرگتر مىشدند بازى آنها نيز تغيير مىكرد و مثلا « پنجرهبازى » ، « توپآغاج » ، « حلقهرانى » و نظاير آنها جايگزين بازيهاى پيشين مىگشت . پنجرهبازى را با