فصل چهارم بازىها و تفريحات سالم اردبيليها در گذشته
بعضى از خوانندگان اين فصل ممكن است ، بر مبناى تصوّراتى كه از تاريخ دارند ، بر ما خرده گيرند و چنين بر ذهن خود خطور دهند كه در مجموعهايكه بنام « تاريخ » يك منطقه گردآورى شده است درج مطالبى مانند تفريحات و غيره ، دور از مفهوم تاريخ است . ولى ما در اول اين گفتار نيز اشاره كردهايم كه تاريخ را بمعنى ذكر جنگها و سقوط يا تشكيل سلسلههاى پادشاهى نمىدانيم . و بدانسان كه در دومين سطر مقدّمهء جلد اول اين كتاب گفتهايم ، آن را مجموعهاى از « احوال پيشينيان » مىپنداريم و آگاهى دادن بآيندگان را از « چگونگى سرگذشت » گذشتگان وظيفهء تاريخ مىشماريم و بدينجهت است كه اطّلاع بر كيفيت گذراندن ساعات زندگى و منجمله تفريحات آنها را هم در اينجا مىآوريم تا خوانندگان در عصر ما و در سالها و قرون آينده ، بدانند مردمى كه قرنها پيش در اين منطقه از ايران زندگى مىكردند چگونه ايّام فراغت خود را مىگذرانيدند و كودكان و جوانان با چه تفريحاتى خود را مشغول مىداشتند .
قصد ديگر ما آنست كه خود بازيها و امكانا كيفيت آنها را نيز در اين مجموعه ثبت و ضبط كنيم تا در جهان متحول كنونى اگر اثرى از خود بازيها باقى نماند دستكم نامى از آنها حفظ گردد .
ما در صفحهء 168 همين جلد از كتاب ، ببعضى از سرگرميهاى اطفال در مكتبخانهها اشاره كرده از « نقطهبازى » ، « دوزلمه » و « نونبازى » سخن گفتهايم . اينها مشغوليّتهائى بود كه وقت آزاد كودكان را در مكتب پر مىكرد اما در خارج از مكتب نيز وقت زيادى براى آنها باقى مىماند كه گرچه قسمتى از آنها در خانه مىگذشت ولى بالاخره ساعتى نيز به « دم در » و « كوچه » مىكشيد و به بازى با كودكان همسنو سال همسايهها منتهى مىشد .
بازيهاى دورهء طفوليت و كودكى على الرسم با « گزلين پاچ » آغاز مىگشت و