تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
اردبيليان آواز خوش را دوست مىداشتند و براى شنيدن صداى برخى از آواز خوانان ، كه در فصل بهار و اوايل شب ، در كنار نهر بالخلو و بر سر پل « داشكسن » يا كناره‌هاى ديگر شهر ، آواز مىخواندند ، پنجره‌ها را باز كرده گوش فرا مىداشتند . همچنان از نوحه‌خوانان خوش‌آواز طرفدارى كرده واعظ و روضه‌خوانى را كه بمناسبت ، در بالاى منبر اشعارى را با آواى دلنشين مىخواند بر ديگران ترجيح مىدادند و فى المثل در مجلس « آلاپالاز اوغلى » « 1 » جمع كثيرى براى شنيدن صداى كم‌نظير وى شركت مىنمودند . از اين رهگذر بود كه طلاب علوم دينى هم ، چنان كه در همه‌جا مرسوم است ، هنگام تحصيل در مدارس قديمه ، طريق وعظ و سخن گفتن را در منبر ياد مىگرفتند و در ضمن آن خواندن برخى ابيات را با آواز تمرين مىكردند . بر خلاف نقاشى و مجسّمه‌سازى ، كه استادى براى تعليم آنها نمىبود ، در قسمت موسيقى اساتيد بزرگ و نامدارى يافت مىشدند و دستگاههاى هفتگانهء موسيقى اصيل ايرانى را با تمام گوشه‌ها و اوج و حضيض صداهاى آنها بشاگردان تعليم مىدادند . « 2 » و خود آلاپالاز اوغلى يكى از آنها بود كه شاگردان والامقامى مثل ملا على كرشنه و ديگران را در اين قسمت تربيت نمود . « 3 » آلات موسيقى قديم در اردبيل معمولا دف ، ضرب ، كمانچه ، تار ، نىلبك ، قره‌نى و در اواخر گارمان بود ولى استادان بزرگ بدون استفاده از آنها و گاهى فقط با در دست گرفتن يك سينى و حركت دادن انگشتان خود بر روى آن آواز مىخواندند . در زمانى كه ما اين مجموعه را گرد مىآوريم آوازخوانى تقريبا در ايران متروك گشته و جاى آن را تصنيف‌خوانى يا ترانه‌سرائى گرفته است و گاهى افراد بىبندوبار و
هامش
( 1 ) - در مورد آلاپالاز اوغلى در صفحهء 176 جلد اول اين كتاب مطالبى نوشته شده است . ( 2 ) - اين هفت دستگاه عبارت از شور ، سه‌گاه ، چهارگاه ، ماهور ، همايون ، نوا ، راست پنجگاه بود . نغمات ديگر مثل بيات اصفهان ، ابو عطا ، بيات ترك ، افشار ، بيات كرد ، دشتى و غيره جزو دستگاههاى فرعى بشمار مىآمدند . بعضى از موسيقيدانها در اصلى و فرعى بودن برخى از اين نغمات اختلاف‌نظر دارند . ( 3 ) - اردبيليان « دف » را قاوال و گاهى ناغارا كه تحريف‌شدهء همان نقاره است ، مىگفتند . ضرب را « دنبك » و نىلبك را « بالابان » مىخواندند .