مىگفتند ، گوش مىدادند .
معركهها بيشتر در مواقع بيكارى برگزار مىشد و هرگز قبلازظهر ، كه موقع كار و فعاليت مردم بود ، تشكيل نمىيافت . بعضى از معركهگيرها براى جلب توجه مستمعين حيواناتى نيز با خود آورده در وسط ميدان مىگذاشتند و اين حيوان غالبا مارهاى گوناگونى بود كه قبلا دندانهاى نيش آنها را كشيده و حيوان بىسلاح را در قوطىهاى دربستهاى قرار مىدادند و پس از آنكه قسمتى از داستانرا بيان مىكردند پولى از تماشاچيان بعنوان « نياز » و « نذر » مىگرفتند و آنگاه حيوان را از قوطى درآورده به تماشاچيان ارائه مىدادند .
غير از معركهگيرهاى محلى دورهگردهائى هم از خارج به اين شهر مىآمدند و حيواناتى را با خود براى نمايش مىآوردند . اين عدّه بيشتر خرسبازان و ميمونىها بودند . ولى در دورانهاى گذشته گاهى ساكنان اين شهر بتماشاى شير و فيل هم توفيق مىيافتهاند . چنان كه بنا بنوشتهء ابن بزاز در زمان شيخ صفى الدين فيلى براى نمايش بدين شهر آورده بودند و معمرين كنونى نيز از تماشاى شير در اين شهر خاطرههائى ذكر مىكردند .
بارى چنان كه گفتيم برخى از هنرمندان در نمايشهاى مذهبى ، كه در اردبيل بنام « شبيه » و در تهران به « تعزيه » معروف است ، شركت مىكردند و هريك وظايفى را بر عهده گرفته با مهارت كامل انجام مىدادند . اينعده را « شبيهخوان » مىگفتند و آنان غالبا در نقش جبّاران اموى و عباسى ظاهر مىشدند و يا حالت مظلوميّت پيشوايان مذهبى را نمايش مىدادند .
اينان مدتها نقش خود را در مساجد و حسينيهها ، تحت سرپرستى و راهنمائى پيشكسوتان تمرين و يا بقول خود آنان « مشق » مىكردند . گفتنى است كه براى هر شبيهخوان هم متناسب با نقشى كه بر عهده داشت لباس مخصوصى تهيّه و در مساجد محلّات نگهدارى مىنمودند .
اردبيل بطوريكه گفتهايم از قديم الايام شش محلّه اصلى داشت و هرچند محلّه از
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٥٥