تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
ما كه در اين عهد انواع مسالح ساختمانى از سيمان و سنگهاى مختلف و آجر و تير آهن و لوله و تلمبه‌هاى برقى و رنگهاى ضد زنگ و چسبهاى گوناگون . . . در اختيار داريم نمىتوانيم بمراتب دقت و مهارت معماران آن روز پى ببريم و طرح چنين نقشه‌هاى زيبا و دقيق و احداث چنان بناهاى محكم و پيش‌بينى تمام جهات لازم را در حدّ اعلاى مهارت و استادى آنها بدانيم ولى اگر امكانات ساختمانى قرون گذشته در ايران را در نظر آوريم و آنگاه زيبائى و استحكام حمامهاى اردبيل را ، كه برخى يادگار قرنهاى ممتد است ، با بناهاى مشابه در نقاط و شهرهاى ديگر مقايسه كنيم آنوقت بعظمت كار و دقت طرحها و ارزش اجرائى آنها پى مىبريم . ما در جاى ديگر به اسلوب كاروانسراهاى بزرگ اردبيل نيز اشاره كرده‌ايم و نيازى بتكرار آنها در اينجا نداريم ولى در مجموع اين نكته را بر سبيل آرزو در دل داريم كه كاش نوپردازان بقدرت رسيده بجاى تخريب و از بين بردن اين آثار تاريخى از هريك از آنها ، كه مظهرى از قابليت و مهارت معماران و سازندگان اين شهر است ، نمونه‌اى نگه دارند و با تيشهء جهالت و خودخواهى آثار قابل تحسين گذشتگان را محو نسازند . بارى خانه‌ها و بناهاى اردبيل همواره در معرض عوامل مخرّب قرار داشته‌اند كه از جملهء آنها زلزله ، هجومهاى تاريخى و بالاخره رطوبت هوا بوده است و ما در مورد آنها در ضمن مجلدات ديگر اشاراتى كرده‌ايم .

موسيقى و آواز :

موسيقى نيز كه از هنرهاى انسان بشمار مىآيد در عرف مردم اردبيل گناه شمرده مىشد ولى كمتر كسى بود كه آن را دوست ندارد . اين بود كه علاقمندان در خفا آن را ياد مىگرفتند و در برخى از خانه‌ها « اركستر » هاى خانوادگى تشكيل داده با ضرب و دف و « گارمان » « 1 » بساط سرور و شادى برپا مىداشتند ، ولى ساز زدن را در مجالس عمومى كار مطربان مىدانستند و مطرب را انسانى شهوتران ، لجام‌گسيخته و اىبسا فاقد اصالت خانوادگى و شايستهء تحقير مىانگاشتند .
هامش
( 1 ) - گارمان كلمهء روسى است و به يك آلت موسيقى گفته مىشود كه اروپائيها بدان « آكاردئون » مىگويند . گارمان در اردبيل يك لفظ مصطلح و شناخته شده مىباشد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 251 | بابا صفرى