تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
اشعار بياتيها چنين بود :
سَنه فدا اولوم آى سيرى قويروغى كولّارى « 1 » * نه اورتموسوز باشوزا سارى ترمه شالّارى مَنه نشان ويره سوز اصلى مون گده‌ن يولّارى * گل لرنه دياره گتدى سو يدوگوم آى . . . « 2 »

تآتر :

« تآتر » نيز از جمله كلمات خارجى است كه در زبان فارسى براى خود جا باز كرده و معروفتر از معادل فارسى خود يعنى « نمايش » شده است . اين هنر از قديم در اردبيل معمول بود ولى هنرپيشگى ، بمفهومى كه امروز در اين كار مرسوم است ، موجود نبود . كسانى كه استعداد چنين كارى داشتند غالبا آن را به صورت نقّالى و معركه‌گيرى بروز مىدادند و در شبيه‌هائى هم كه در عزاداريهاى مذهبى برپا مىداشتند از اينقبيل اشخاص استفاده مىكردند . نقّالها كسانى بودند كه در قهوه‌خانه‌ها داستانهاى گذشته را با مهارت خاص و حركات دست و پا براى مشتريان بيان مىكردند . شركت‌كنندگان و شنوندگان اين مجالس را غالبا دهقانانى تشكيل مىدادند كه متاعى را از ده مىآوردند و پس از فروش آنها براى استراحت و صرف چاى و غذا بقهوه‌خانه مىآمدند . خود اردبيليها رفتن به قهوه‌خانه را امر ناپسندى مىدانستند و قهوه‌نشينى را سبكسرى و بىپايگى خانوادگى مىپنداشتند . بعضى از نقالها ، كه غالبا در لباس دراويش و قلندرى بودند ، در ميدانهاى شهر معركه‌گيرى مىكردند . بدينمعنى كه در وسط ميدان شروع بنقالى مىنمودند و مردم دايره‌وار در اطراف آنها گرد آمده بگفته‌هاى آنان ، كه با ادا و اطوار و هيجان متناسب با صحنه‌ها
هامش
( 1 ) - كول« Col »يعنى بته نباتى . سيرى قويروقى نوعى علف كوهستانى است ترجمهء اين سروده چنين است : فدايت شوم آى بته‌هاى سيرى قويروقى . چگونه بسرتان كشيده‌ايد ترمه‌ها و شالهاى زرد را . راهى را كه اصلى من رفته به من نشان بدهيد . گلها دلبند من بكدام ديار رفت . ( 2 ) - اين بياتى از اپراى اصلى كرم است .