زير تالار معمولا زيرزمينى بود و در قسمتى از آن حوضى با چاه آب و تلمبهء دستى به چشم مىخورد . اين كار براى آن بود كه در زمستان سرد اردبيل ، كه حوض آب در حياط يخ مىبست ، شستن دست و صورت و گرفتن وضو براى اهلخانه در آنجا ميسّر شود .
زيرزمينى با درى بحياط مربوط مىشد و در ديگرى هم بمطبخ داشت و بدون آنكه آدمى مجبور شود از راه حياط بدانجا برود با پائين رفتن چند پله بزيرزمين مىرسيد .
مطبخ محوطهء بزرگى بود كه به شكل مستطيل در پشت عمارت قرار داشت . در وسط آن تنورى براى پختن نان مىساختند و در طرفين آن دو انبار براى ريختن هيزم و زغال منظور مىكردند . در پشت ديواريكه مشترك بين تالار و مطبخ بود تختهبند بزرگى نصب مىكردند و ظروف و لوازم آشپزخانه را روى آن مىچيدند . سمت مقابل تختهبند معمولا جاى پختوپز بود . در يكطرف آن اجاقها را مىساختند و در طرف ديگر كورههاى گلى بزرگ و كوچك براى پختن غذا تعبيه مىنمودند . در فاصله بين اجاقها و كورهها ، جائى مانند حوضچه كوچك مىساختند و آن را با يك مجرى به چاه فاضل آب مربوط مىكردند و آنجا را كه براى شستن ظروف و ريختن آب و غيره بود « حمامخانه » مىناميدند .
مسالح ساختمانى « 1 » غالبا خشت و آجر و آهك بود ولى پىهاى خانهها را هميشه با سنگ لاشه و آهك مىگرفتند و نماى ساختمان را تا ازاره ، يعنى تا زيرپنجرهها ، با سنگهاى حجارى شده و از آن به بالا با آجر مىساختند و جرز آجرها را با گچبند مىكشيدند و سالها بعد كه نماى ساختمان بر اثر باد و باران و آفتاب و گردوخاك رنگ خود را مىباخت روى آجرها را با رنگ روغن برنگ آجرى و روى بندها را نيز با رنگ سفيد نقاشى مىكردند .
حياط بزرگى در جلوى ساختمان منظور مىداشتند و در وسط آن حوض سنگى بزرگى بوجود مىآوردند ، كه بوسيلهء تلمبهء دستى از چاه آبى كه در كنار آن كنده بودند ، پر مىكردند . در دو طرف حوض باغچه مىساختند و درختان و گلهاى آنها را با آب حوض آبيارى مىنمودند . قسمت خالى بين عمارت و حوض و باغچهها را با آجرهاى
هامش
( 1 ) - در زمان ما مسالح ساختمانى را با ص و به صورت مصالح مىنويسند . بعقيدهء بعضى بايد آن را با س نوشت .