بعضى از آنها واقعا ارزش هنرى زيادى داشت .
بر خلاف هنرهاى مذكور خطنويسى در حدّ اعلاى توجه بود و اساتيد بزرگ و نامدارى ، كه غالبا مكتبدار نيز بودند بتعليم آن مىپرداختند و چون براى ارضاى ذوق هنرى اين راه بازتر از هنرهاى ديگر بود از اينرو علاقمندان زيادى نيز در اين رشته پيدا مىشدند .
خطاطى اصول و قواعدى داشت . معلّم هرروز نمونهاى از طرز نوشتن را ، كه بسرمشق معروف بود ، بشاگردان مىداد و روز ديگر كه بنوشتههاى آنها نگاه مىكرد نكات ضعف مشقها را به آنان گوشزد مىنمود .
خط با دو قلم ريز و درشت نوشته مىشد و هريك از آنها انواع و اشكالى داشت كه ذكر آنها خارج از گفتار ماست . هرچه خط نوشتن مورد توجه بود خط نگهداشتن و بعبارت بهتر جمعآورى و نگهدارى نوشتههاى زيبا معمول نبود و اين امر موجب گشته است كه امروزه نوشتههائى از اساتيد خط اردبيل ، ولو براى نمونه باقى نباشد . در يك قرن و نيم اخير شادروان « آخوند ملا حسنعلى » و فرزندش مرحوم « حاج ميرزا محسن خوشنويس » معروف به « عماد الفقراء » ، كه ما در فصل ديگر از او سخن گفتهايم ، از جمله اساتيد مسلم اين هنر بشمار مىآمدند .
معمارى و سبك خانهسازى :
معمارى از قديم در اردبيل معمول بوده و برخى از آثاريكه بندرت از دورانهاى گذشته در اين شهر باقى مانده حكايت از آن دارد كه طراحان و سازندگان آنها اطلاعات وسيع و مهارت كافى در كار خود داشتهاند . اين آثار معمولا به صورت اماكن مذهبى و حمام و كاروانسراست و برخى از خانههاى اعيان و اشراف سابق نيز با سبك معمارى قابلتوجهى بنا گرديده است .
سبك اين خانهها بر پايهء تقارن بود بدينمعنى كه على الاصول در وسط ساختمان تالار بزرگى به شكل مستطيل مىساختند و در پشت آن بدرازاى تالار آشپزخانه ، كه آن را مطبخ مىگفتند ، بوجود مىآوردند . تالار محلّ پذيرائى بود و بزرگى آن با امكانات مالى و موقعيّت اجتماعى صاحبخانه بستگى داشت .