تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
امروزه بزرگى و كوچكى خانه‌ها و اطاق‌ها با « متر » سنجيده مىشود ولى در آن تاريخ بزرگى تالارها را با تعداد پنجره‌هاى آن ، كه در طول مستطيل و رو بجنوب قرار داشت ، مىسنجيدند و بجاى پنجره نيز كلمهء آينه به كار مىبردند و مثلا مىگفتند كه تالار فلان خانه 7 يا 9 و يا 11 آينه است . قسمتى از تالارها را در طول ضلع شمالى به سه قسمت مىكردند . قسمت وسط را كه اندكى از سطح تالار بلندتر مىشد « مخارجه » مىگفتند و جزو تالار منظور مىداشتند ولى طرفين آن را به صورت دو اطاق كوچك درآورده در ورودى زيبائى متناسب با زيبائى تالار بين آنها و تالار مىگذاشتند و آنها را « صندوقخانه » و گاهى « قولچا » مىگفتند . « 1 » كه محلّى براى گذاشتن بعضى اشياء مثلا صندوق و رختخوابهاى اضافى بود . بعضى از ثروتمندان دو تالار ، يكى پشت ديگرى مىساختند و آنها را بجاى ديوار با پنجره‌هاى زيبا ، كه شيشه‌هاى رنگين مىداشتند از هم جدا مىنمودند و در اين صورت يكى را تالار و ديگرى را « طنابى » مىگفتند و در اردبيل آن را به صورت « طنبى » تلفّظ مىكردند . در طرفين شرقى و غربى تالار دو دهليز بزرگ و وسيع منظور مىداشتند و در كنار هر يك از آنها و روبروى تالار يك اطاق مىساختند . هردهليز با يك درگاه وسيع ، كه در ضلع جنوبى داشت بحياط خانه مربوط مىشد و در ورودى براى ساختمان به حساب مىآمد . در ضلع شمالى دهليز نيز يك در ، آدمى را بمطبخ هدايت مىكرد و يك پلكان ديگر براى رفتن بطبقهء دوم ساخته مىشد . در طبقهء دوم چهار بالاخانه وجود داشت كه دو تا از آنها روى دهليز و اطاق شرقى و دو تاى ديگر روى اطاق و دهليز سمت غربى تالار بود و چون پوشش سقفها عموما با تيرهاى چوبى صورت مىگرفت از اينرو از ساختن طبقات ديگر در بالاى تالار و طنابى و مطبخ خوددارى مىگشت و براى حفظ زيبائى ظاهر معمولا سقف آنها بلندتر ساخته مىشد .
هامش
( 1 ) - « قول » بمعنى بازو است . چون بازوها در طرفين بدن قرار دارند شايد از آن حيث آن دو صندوقخانه را « قولچا » يعنى بازوى كوچك گفته‌اند .