تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

فصل سوم هنر در تاريخ اردبيل

در كتابها و دائرة المعارفها تعريف واضح و روشنى از هنر به چشم نمىخورد و مثلا در « لغتنامه دهخدا » كه كاملترين كتاب لغت در عهد ماست از آن به « علم و معرفت و دانش و فضيلت و كمال » تعريف شده و در عبارت ديگر آمده است كه هنر در واقع بمعنى آن درجه از كمال آدمى است كه هشيارى و فراست و فضل و دانش را برتر از ديگران مىنمايد . فرهنگ معين نيز آن را « شناسائى همهء قوانين عملى مربوط به شغل و فنّى ، معرفت امرى توأم با ظرافت و ريزه‌كارى ، طريقهء اجراى امرى طبق قوانين و قواعد . . . » بيان مىكند . همانگونه كه در تعريف هنر ممكن است ابهامات و نارسائيهائى تصوّر شود در تقسيم‌بنديهاى آن نيز نظرهاى گوناگونى ابراز گشته است . جمعى تعداد هنر را هفت مىشمارند و آنها را عبارت از نقاشى ، پيكرتراشى ، خطاطى ، معمارى ، موسيقى ، تآتر و سينما مىدانند و بعنوان هنرهاى هفتگانه نام مىبرند . برخى ديگر عكاسى و رقص و آواز را نيز بر آنها اضافه مىكنند و هنرها را نه تا به حساب مىآورند . گروه ديگر حواس آدمى را پايهء تقسيم هنرها قرار مىدهند و چنين مىگويند كه چون هنرها بوسيلهء دو حسّ عالى انسانى ، يعنى بينائى و شنوائى درك مىشوند لذا بايد آنها را به سه دستهء بصرى يا تجسّمى ، سمعى يا صوتى و سمعى و بصرى تقسيم كرد . از ديدگاه اينان هنرهاى تجسّمى يا بصرى شامل نقاشى ، عكّاسى ، مجسمه‌سازى ، معمارى ، رسم و خطّاطى است و هنرهاى سمعى يا صوتى مشتمل بر موسيقى ، ادبيات و سخنورى مىشود . دستهء سوم يعنى هنرهاى سمعى و بصرى ، كه درعين‌حال هم با چشم و هم با گوش قابل دركند ، از رقص ، تآتر و سينما تشكيل مىيابد . وقتى در تاريخ اردبيل بررسى مىكنيم و گذشته‌هاى مردم آن ، يا مردم گذشتهء آن را مورد مطالعه قرار مىدهيم از آنهمه هنر كه نام برديم شرايط زمان و مكان را مساعد با
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 243 | بابا صفرى