بطوريكه اشاره كردهايم خود آقا ميرزا على اكبر مدرسهء محمّديه را با مديريت وى تشكيل داد و مقرّر داشت كه در آن مدرسه درسها به زبان تركى تدريس شود . آموزگار با علاقهء وافر مدرسه را اداره كرد ولى رفتهرفته چون مواد تحصيلى و روشى را كه بر او تحميل مىشد مطابق سليقهء خويش نيافت از آن كناره گرفت و خود در سال 1338 قمرى مدرسهء جديدى در يكى از حجرات طبقهء دوم سراى تازه ، در پالاندوز بازار ، باز كرد .
« مرحوم ميرزا عبد الحميد آموزگار »
يكسال بعد ، يعنى در سال 1339 بود كه كسان آقا ميرزا على اكبر بدين مدرسه هجوم آوردند و پس از تنبيه و پراكندن شاگردان و شكستن اثاثيّه ، پيرمرد عالم را به سختى مضروب ساختند و بقول سالخوردگان عمامهاش را بگردنش بسته كشانكشان پيش آقا بردند . به چوب و فلك بسته و ريشش را تراشيدند و در زندان شهر ، كه در محلهء سرچشمه بود ، زندانى كردند . مرحوم محسنى در وقايع سال 1339 و در صفحهء 422 يادداشتهاى خود از اين موضوع سخن بميان آورده ضمن اشاره به كارهاى شادروان آقا ميرزا على اكبر مجتهد نوشته است « ميرزا عبد الحميد معلم ، كه از اشخاص صحيح العمل ، متدين و پاكدامن بشمار مىآمد محض اينكه به اطفال درس جغرافيا ياد مىداد مشار اليه را برده چوبكارى كامل كرده و توقيف فرمود » .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: بابا صفرى
ص١٩٩