مىيافتند ، بعنوان دورهء مقدمات به حساب مىآمد . مرحلهء سوّم دورهء سطح بود كه از لحاظ مدت طولانىترين دورهها را تشكيل مىداد و در آنها درسهائى از قبيل صرف و نحو و فقه و اصول و تفسير و كلام و منطق و حكمت و ادبيات عرب و هيئت و غيره تدريس مىگرديد . چهارمين و آخرين دوره ، درس خارج بود كه دورهء تخصّصى بشمار مىآمد و رسيدن و طى كردن آن براى هركسى ممكن نمىشد . طلبهاى كه موفق بپايان آن دوره مىشد بمقام اجتهاد مىرسيد .
اشتغال طلاب بعد از هريك از مقاطع تحصيلى نيز متناسب با ميزان تحصيلات آنها بود . بدينمعنى آنان كه دورهء مقدمات خوانده ترك تحصيل مىكردند با مطالعهء كتب مقاتل روضهخوان مىشدند و از آن راه امرارمعاش مىنمودند و اگر بجاى سكونت در شهر بروستا برمىگشتند عالم محلّ مىگرديدند . مگر شهروندان بدون عبا و عمامه كه غالبا براى منشيگرى و حسابدارى تجارتخانهها استخدام مىشدند و عنوان « ميرزا » مىيافتند .
فارغ التحصيلان دورهء سطح مقام عاليترى مىيافتند و بامامت جماعت در مساجد و مرتبهء وعظ مىرسيدند و صاحب محراب و منبر مىگشتند و نيز در مدارس طلاب تدريس مىنمودند . و اگر بگذراندن دورهء عالى و خارج توفيق مىيافتند بدرجه اجتهاد نائل مىآمدند و در شهر و منطقه مرجع حلّ و فصل امور شرعى مىگشتند و با وجوهات دينى كه مردم بدانها مىدادند امور زندگى طلاب را مرتب ساخته رياست مدارس شهر را بدست مىآوردند . برخى از دارندگان مقام اجتهاد رسالههاى عملى مىنوشتند و نظريات و استنباطات خود را در باب فروعات دينى و مسائل آن ابراز مىداشتند و مرجع تقليد مىشدند . النهايه آنان كه بيش از ديگران عالمتر و مردمدارتر بودند مريدان بيشترى مىيافتند و امكانات وسيعتر مالى و نفوذ اجتماعى بدست مىآوردند .
در روزگاران گذشته ، بويژه در عهد صفويه ، با اهميتى كه اردبيل پيدا كرده بود دورهء درس خارج هم در خود اردبيل داير بود و استادان بنامى مثل مير سيد حسين الحسينى جبلعاملى در آنجا تدريس مىنمودند . بااينحال كسانى نيز براى
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: بابا صفرى
ص١٨٠