كتاب در نظر مىگرفت و چون اطمينان مىيافت كه شاگرد ، موضوع و مطالب مربوط بدان رشته از درس را دريافته است ، نظر خود را به دو ابلاغ مىنمود . بنابراين بر خلاف روش معمول در مدارس جديده ، كه معيار فهم و دانش فارغ التحصيلان از روى كاغذى بنام تصديق معيّن مىشود ، در آن نوع تحصيل فهم مطالب و درك موضوعات اصالت فراغت از تحصيل را تشكيل مىداد و مظهر شخصيّت علمى فارغ التحصيلان ، كه نوعا صاحب عمامه و عبا نيز مىشدند ، معرفت و دانش آنها مىبود . فقط در دورهء عالى اين گونه تحصيلات بود كه استاد فراغت از تحصيل در رشتهاى را كتبا و بنام اجازه در پشت كتاب شاگرد مىنوشت و ما نمونهاى از آن را در فصل ديگرى آوردهايم .
دورهء عالى تحصيلات قديمه :
اين دوره را اصطلاحا دورهء خارج مىگفتند زيرا در دورههاى مقدماتى و سطح ، شاگردان مىبايست تعدادى از دروس را عموما ياد گيرند و چنين نبود كه مثلا كسى بدلخواه خود نحو نخواند و يا از تفسير و ادبيات عرب خوددارى كند . امّا در دورهء عالى هرشاگرد مىتوانست در رشتهء مخصوصى مطالعه نمايد . مثلا يكى در علوم نقلى مثل فقه تخصّص يابد و بدانجهت بايد علم رجال و اصول و غيره بخواند و ديگرى در رشتهء حكمت كسب كمال كند و منطق و علم النفس و تاريخ فلسفه و آراى فلاسفه و نظاير آن را تحصيل نمايد تا در آن رشته تالى مرتبهء استاد گردد و هكذا . وقتى اين قسمتها را در حدّ اعلاى امكان فرا مىگرفت و خود نيز مىتوانست احكام و فروعات لازم را استنتاج و استنباط كند ، بمرحلهء عالى دست مىيافت . در اينموقع بود كه استاد در آخر كتابى كه شاگرد نزد او خوانده بود نظر خود را در حق وى مىنوشت و از آن ببعد طلبه در عداد مجتهدين يا دانشمندان درمىآمد . « 1 »
اگر مطالب گفته شده را خلاصه كنيم چنين مىشود كه تحصيلات قديمه در اردبيل چهار مرحله داشت . نخست مكتب ، مخصوص كودكان براى فراگرفتن قرائت قرآن . دوم مكتبهاى آخوندها ، كه براى تعليم خواندن و نوشتن فارسى و عربى و مقدمات صرف و نحو و نظاير آنها بود . درسهاى اين مكتب براى كسانى كه بدورههاى سطح و خارج دست
هامش
( 1 ) - عنوان اجتهاد بيشتر در مورد فارغ التحصيلان دورهء عالى فقه و احكام دينى اطلاق مىشد .