تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بعضى از شهروندان هم گاهى شامى تهيّه كرده براى آنها بمدرسه مىفرستادند . مؤنهء آنها على الرسم بر عهدهء خانوادهء آنها بود ولى مجتهدين شهر ، كه وجوهات شرعى از مردم دريافت مىكردند آنها را بين طلاب تقسيم مىنمودند و ماهانه مقررى ثابتى بنام « شهريه » بهريك از آنان مىپرداختند . اقامت و سكونت در حجرات مدارس ، علاوه بر تحصيل علم ، آنان را عملا با اصول روزمرّهء زندگى آشنا مىنمود زيرا خريد و پخت‌وپز و شستن و جارو كردن را شخصا بر عهده داشتند و بطور خلاصه همهء ضروريات و لوازم زندگى را خود تهيّه مىنمودند . بطوريكه گفته‌ايم كتاب درسى كمتر بود از اينرو بعضى از طلاب آنها را بامانت گرفته مىخواندند و گاهى نيز ، مخصوصا در قرون گذشته ، آنها را با دست مىنوشتند . امروز وقتى گفته مىشود كه طلبه‌اى كتاب را با دست مىنوشت فكر ما متوجه وسايل فعلى از قبيل دفتر و خودكار و خودنويس و يا لااقل مداد و كاغذ و ديگر نوشت‌افزار موجود مىشود و بالمآل امر ساده‌اى به نظر مىآيد . ولى وقتى امكانات آن روز مورد توجه قرار گيرد معلوم مىگردد كه اين امر با چه سختىها همراه بود . زيرا در آنعهد وسايل نوشتن عبارت از قلمهاى نئين بود و مادّهء نوشتن مركّب سياه ، كه در ظرف كوچكى از فلز بنام دوات قرار داشت . تراشيدن قلم نيز كار مشكلى بود بخصوص كه كيفيت نوشتن با تراش آن بستگى داشت . كاغذ از خارج مىآمد . محصل و هرنويسندهء ديگر ، كاغذ را ببهاى بالنسبه گران مىخريد و آن را با ترتيب خاص تا مىكرد و چون اين كاغذ خطدار نبود مراقبت زيادى مىنمود تا سطرها كج نشود و يا داخل هم نگردد . نوشتن با مركّب مراقبتهاى ديگرى هم لازم داشت تا مبادا دست يا كاغذ يا چيز ديگر ، قبل از خشك شدن نوشته‌ها ، بر آنها بخورد و مركب را بر روى سطرها كشيده آنها را ناخوانا گرداند يا خداى ناكرده آبى بر روى نوشته‌ها بريزد و آنها را محو سازد . با اينحال طلاب و نويسندگان بدين مشكلات تن درمىدادند تا بعد از ماهها صاحب