زندانها سربهنيست گرديدند . سرانجام آن بساط برچيده شد و مراكز علمى جديد ، خارج از محيط و سلطهء كليسا بوجود آمد و كمكم كار به جائى رسيد كه امور دينى خود رشتهاى از مواد تحصيلى در آنها قرار گرفت ، در نتيجه پيشرفتهاى چشمگيرى در علوم مختلف حاصل آمد و رياضيات ، هيئت ، فيزيك ، شيمى ، زيستشناسى و جامعهشناسى به صورت شعبههاى مستقلى درآمد و علماء و دانشمندان بزرگى در آن رشتهها و شاخههاى ديگرى ، كه از آن رشتهها پديدار گشت ، تربيتيافته قدمهاى جديدى در پيشرفت علوم برداشتند .
علوم مذكور ، كه اسرار طبيعت را براى انسان مىگشود در حدّ خود جالب توجه بود ، بخصوص كه در زندگى روزمرّه نيز تسهيلات و امكانات وسيعى بوجود مىآورد . اين بود كه تعليم و تعلّم آنها روزبروز گسترش يافت و به همه نقاط عالم سرايت نمود .
اولينبار در تاريخ ايران ، دار الفنون را مىبينيم كه بهمّت اميركبير در سال 1268 هجرى قمرى در تهران پايهگذارى گرديد و علوم مختلف بسبك جديد در آن تدريس شد .
اين گفته بدان معنى نيست كه قبل از آن در مدارس ايران مطالب علمى تعليم نمىگشته است . زيرا بطوريكه گفتهايم در مدارس قديمه فلسفه و حكمت در محدودهء وسيعى تدريس مىگشت و چون در آنعهد علوم ديگر در بطن فلسفه تلقى مىشد موضوعات علمى يعنى رياضيات ، نجوم ، طب ، كيميا ، علم النفس و غيره نيز جزو آنها تعليم مىگرديد ولى خود آنها به صورت مستقل هدف طلاب نبود و وسعت و ارزش كنونى را نداشت .
سبك جديد تعليمات بدينسان در ايران آغاز گشت و براى اولينبار علوم مذكور ، خارج از قلمرو فلسفه و فقه و نظاير آنها ، بطور مستقل و با روشى غير از آنچه كه در مدارس قديم متداول بود در دار الفنون تدريس گرديد .
طبيعى است كه به منظور آماده كردن افراد براى مطالعات و تحقيقات علمى ، لازم بود مدارسى در مراحل پائينترى تشكيل شود و تعريفات و مقدمات علوم و روش مطالعه و بررسى آنها را بدانشآموزان و علاقمندان تعليم دهد . اين مدارس ، كه از لحاظ مادهء درسى با مكاتب و مدارس قديمه تفاوت داشت ، از لحاظ صورت و روش تعليم و تعلّم نيز
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: بابا صفرى
ص١٨٣