سن يا جهات ديگر ، در خانههاى خود درس مىدادند و طالبان مطالب مورد تدريس آنان ، در روز و ساعت مشخصى پيش آنها رفته تلمّذ مىنمودند . برخى نيز در شبستان مساجد مجاور بتدريس مىپرداختند .
آنچه مدارس قديمه را غنىتر مىساخت علاقهء محصل به فراگرفتن مطلب بود كه اين خود هم استاد را بر سر شوق مىآورد و هم مشكلات تحصيل را بر شاگردان آسان مىساخت . بحث و مجادله از وسايل معمول تحصيلات قديمه بود و خود روش ارزندهاى در فراگرفتن مواد و توسعهء ذهنى متعلم در باب مطالب بشمار مىآمد . بدينمعنى شاگردان پس از آنكه درسهاى استاد را مىشنيدند بلافاصله بعد از رفتن او شروع به خواندن و تفسير آن كرده نظريات موافق و مخالف در باب آنها ابراز مىداشتند و آنقدر بحث و گفتگو مىكردند كه مطلب بنحو روشنى مركوز ذهن آنها مىشد و با دلايلى كه اقامه مىگرديد نكات جنبى و نظريات گوناگون تجزيه و تحليل مىگشت و با استدلالهاى منطقى صحّت و سقم آنها روشن مىگرديد و اگر مشكلاتى پيدا مىشد در جلسهء ديگر در حضور استاد موضوع درس جديد قرار مىگرفت .
طلبهها غالبا از قراء و قصبات و شهرهاى ديگر مىآمدند و در اين حجرات سكونت مىگزيدند . ولى طلاب شهر ، كه عدهء نسبتا كمترى نيز مىبودند ، در خانههاى خود زندگى مىكردند . بااينحال برخى از آنان در مدارس نيز حجرهاى مىگرفتند و روزها در آنجا به تحصيل و مطالعه مىپرداختند .
قبل از انقلاب اكتبر 1917 در روسيه ، طلاب شهرهاى قفقاز نيز غالبا براى تحصيل علم باردبيل مىآمدند و برخى از آنها كه استطاعت مالى داشتند خانه و اطاق در شهر اجاره كرده در آنها زندگى مىنمودند . « 1 »
طلاب مدارس مورد احترام جامعه بودند و مخصوصا در ماه رمضان ، كه ماه اطعام و احسان تلقى مىشد ، طلبهها غالبا شبها را براى افطار در خانهء متمكّنين دعوت داشتند و
هامش
( 1 ) - در زمانيكه ما اين مجموعه را گرد مىآوريم يكى از محصلين قديم قفقازى اردبيل بنام آقاى حاج محمد على جبروتى ، كه روحانى معمّم و درازعمر كردهاى است ، در تهران زندگى مىكند و با نگارنده از چگونگى تحصيل خود در اردبيل و وقايع آن دوره در اين شهر صحبتها داشته است .