از مكتبداران معروف يكقرن اخير اردبيل مىتوان از شادروان ملا حسينعلى ، حاج ميرزا فتح الله ، ملا حسنعلى و پسرش حاج ميرزا محسن خوشنويس و ميرزا عزيز فربودى نام برد .
مرحلهء سوم تحصيلات قديمه در اردبيل :
كسانى كه در اين مكاتب خواندن و نوشتن فارسى و مقدمات صرف و نحو عربى و برخى از علوم را فرامىگرفتند افراد باسوادى مىشدند و در جامعهء اردبيل ارج و احترام مىيافتند و اكثرا براى تحصيل معاش ، كار و شغلى را در پيش مىگرفتند .
ولى كسان ديگرى هم از آنان پيدا مىشدند كه مىخواستند بالاتر از اين مراحل تحصيل نمايند و از علم و دانش بهرهء كافى بدست آورند . اين كار در « مدارس » صورت مىگرفت و مدرسه ، بدين مفهوم عبارت از بنائى بود كه افراد خيّر يا علماى بزرگ شهر ، از وجوه شخصى يا بيت المال و خيرات عمومى براى تربيت طلاب علوم دينى مىساختند .
اين مدارس از تعدادى اطاق ، بنام حجره كه مخصوص سكونت طلاب بود ، تشكيل مىيافت و على الرسم اين اطاقها در طول چهار ضلع حياط بزرگ مربّعشكل احداث مىگشت . اطاقها داراى طاق ضربى بود و در ورودى آنها ، در وسط ضلع مجاور حياط ، منظور مىشد و روشنائى آنها نيز از دو پنجرهء كوچكى كه در طرفين در قرار داشت ، تأمين مىگشت . هراطاق تعدادى طاق و طاقچه داشت و يك پستو يا صندوقخانه در پشت آن كه با يك در و گاهى با يك درگاه به اين اطاق متصل مىشد ، بمنزلهء آشپزخانهء حجره به حساب مىآمد . حياط مدرسه درختكارى و گلكارى مىگشت و حوض بزرگى ، كه على العموم در وسط آن قرار داشت و بوسيلهء تلمبه از چاه پر مىشد ، محيط زيبائى بوجود مىآورد .
هرمدرسه تالار بزرگى داشت كه بنام « مدرس » يا محل درس ناميده مىشد . بعضى از مدارس داراى چندين مدرس بودند و در هريك از آنها مدرسيّنى تدريس مىنمودند .
مدرسها با حصير و گليم و گاهى با فرشهائى كه افراد خيّر اهدا مىكردند مفروش مىشدند ولى تهيّهء فرش حجرهها و وسايل زندگى آنها بر عهدهء خود ساكنان آنها بود .