تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
صرف مىنمودند و چون از خوردن ناهار فارغ مىشدند با هم بگفتگو يا بازى مىنشستند . برخى نيز درس روز را با همدرسان بازگو مىكردند و يا تكاليف شب را انجام مىدادند . روزهاى پنجشنبه ، مثل مكاتب پيشين ، براى دوره كردن درسها بود و كار تحصيل ظهر تمام مىشد . روز شنبه هم معلم بدرس و مشق بچه‌ها و نظافت آنها رسيدگى مىنمود . تعطيلات تابستانى معمول نبود و بيشتر مكاتب سالى دوازده ماه داير بود . وسيلهء گرم كردن مكتب در زمستان بخارى بود . در آن ايام روشن كردن بخارى با هيزم صورت مىگرفت زيرا بر خلاف امروز نفت معمول و به قدر كافى نيز موجود نبود . مكتبدار هيزم را در فصل تابستان خريدارى مىكرد و بوسيلهء هيزم‌شكنها آنها را باندازهء طول بخارى خرد كرده انبار مىنمود ، تا در زمستان دچار مشكلاتى نشود . بخارى مكتب جيرهء هيزم داشت و على الرسم صبح هرروز و بعدازظهر روزهائى كه هوا سرد بود ، روشن مىشد و اطراف آن ، قبل از شروع درس ، مركز تجمع بچه‌ها بود . تنقل ، يعنى خوردن خوراكى در ساعات درس ممنوع بود از اينرو بچه‌ها آنچه را كه مىآوردند ظهر مىخوردند و اين خوراكى معمولا نخودچى كشمش يا سنجد و گاهى سبزه و مغز گردو بود . معهذا صبحها نيز قبل از آغاز درس بعضى از آنها سنجدهائى را كه در جيب داشتند با پوست آن بقسمت داغ‌شدهء تنهء بخارى چسبانده باصطلاح روز ، كبابى كرده مىخوردند . هرمكتب معمولا خليفه‌اى داشت كه از بين شاگردان مبرّز انتخاب مىشد تا در ساعاتى كه آخوند در مكتب نبود عهده‌دار نظم شود . تنبيهات در اين مكاتب هم ، مثل مكتب آخوند باجىها ، معمول بود ولى بندرت صورت مىگرفت . در بعضى از مكتبها آواز خواندن و شعر سرودن جزو برنامهء تحصيل بود ولى اين هردو ، بويژه آواز خواندن ، اختصاص بمسائل مذهبى داشت و بطور عمده در روزهاى پنجشنبه به شكل نوحه‌خوانى صورت مىگرفت . بااينحال معلم توجه مىنمود كه اين نوحه‌خوانيها در مايهء اصلى آهنگهاى مربوطه ، كه گوشه‌هائى از دستگاههاى هفتگانهء موسيقى اصيل ايرانى بود ، باشد و « پست » و « شدّ » آواز يا اوج و حضيض صداها رعايت گردد . در نيمقرن پيش مكتب مرحوم « ميرزا عزيز » در تازه‌ميدان ، از اين حيث معروف بود .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 173 | بابا صفرى