مىگشتند يعنى هرچند نفر كه از يك كتاب معين درس مىخواندند همدرس همديگر مىشدند . كتابهائى كه در آن دورهها به فارسى تدريس مىشد « تنبيه الغافلين » ، « وظيفة الاطفال » ، « نصاب الصبيان » ، « گلستان سعدى » ، « تاريخ نادر » و نظاير آنها بود و در قسمت عربى نيز بيش از همه صرف و نحو تعليم مىگشت .
خط نوشتن ، كه يكى از هنرهاى زيباى عصر ماست ، براى دانشآموزان اجبارى بود و قلمدان و كاغذ و قلم نى از وسايل تحصيل بشمار مىآمد . خط نوشتن را آن روزها مشق كردن مىگفتند . معلّم ترتيب نوشتن را با دادن سرمشق در مكتب ياد مىداد و براى دانشآموزان تكاليف شب نيز معين مىكرد بدينمعنى كه صفحاتى را براى نوشتن در منزل علامت مىگذاشت و هرروز صبح اول وقت آنها را رسيدگى مىنمود .
پس از آنكه رسيدگى بتكاليف تمام مىشد هردسته از شاگردان همدرس ، به ترتيب پيش آخوند آمده دوزانو روى زمين مىنشستند و آخوند درس روز گذشته را از آنها سوآل مىكرد و آنگاه صفحهء جديدى را بعنوان درس تازه تدريس مىنمود . همهء شاگردان هر روز درس تازه نمىگرفتند و بسته به آسانى و سختى درسهاى گذشته ، گاهى يكروز در ميان و در مواردى دو روز در ميان ، صفحات جديدى را مىآموختند . سپس از پيش معلّم برخاسته بجاى خود بازمىگشتند و با هم به خواندن و فراگرفتن درس مىپرداختند و چون از اين كار فارغ مىشدند خط مىنوشتند .
اين قبيل مكاتب دو وقته بود ، يعنى صبح تا ظهر و از دو ساعت بعدازظهر تا ساعت چهار داير مىشد . دانشآموزان غالبا براى صرف ناهار به خانه مىرفتند ولى در فصل زمستان ، كه هوا سرد و كوچهها پر از برف مىشد ، بيشتر آنها ناهار خود را همراه مىآوردند و در مكتب صرف مىكردند .
كيف و « ساك » به ترتيبى كه امروز معمول است وجود نداشت و اساسا ساخته نمىشد و بچهها براى بستن كتابها و وسايل تحصيل خود از دستمال استفاده مىكردند .
ناهار خود را نيز در دستمالى مىگذاشتند و چون ظهر مىشد و آخوند مكتب را ترك مىكرد آنها دستمال خود را باز كرده غذائى را كه آورده بودند مىخوردند . گاهى سه نفر چهار نفر غذاهاى خود را ، بقول خودشان با هم « قاطى » مىكردند و باشتراك با هم
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: بابا صفرى
ص١٧٢