اجتماعى يافته و گردانندگان دستگاه تعليم و تربيت مجبور به منع آنها شدهاند . ولى واقعيّت اينست كه اين امر بموازات تشويق و تحبيب و نصيحت و غيره ، اسما بمنزلهء وسيلهاى براى معلّم بشمار مىآمد بدون آنكه رسما و عملا مورد استفاده قرار گيرد و بطوريكه اشاره كردهايم نفس اين امر كه اگر شاگرد در اداى وظايف خود كوتاهى كند يا اصول مسلّم جامعه را ، كه در مراحل تحصيل ، همان محيط مكتب و مدرسه بود ، مورد تعدّى قرار دهد تنبيه خواهد شد ، بازدارندهء بزرگى از كارهاى ناصواب بود و بتدريج ملكهاى براى او مىشد . امريكه اگر صادقانه بررسى گردد روشن مىشود كه در عرض يكسال از سى چهل نفر نوآموز دختر و پسرى كه در يك مكتب درس مىخواندند به زحمت يك يا دو نفر مورد تنبيه بدنى قرار مىگرفتند و اين تنبيه عملا از يك سيلى ملايم بر صورت و يا يكى دوتركه چوب بر كف دست تجاوز نمىكرد .
نظم و نظام معمول مكتبخانه ، مثل فشار هواى محيط كه بر وجود ما وارد مىشود ، غيرمحسوس بود و بدون ايجاد كمترين ناراحتى روحى و جسمى ، فضاى منظم و آرامى ايجاد مىكرد و معلم و متعلم ، بىآنكه حتى بر اين فضا توجّهى يابند ، در محيط لذتبخش و شوقآورى بتعليم و تعلّم مىپرداختند و بحفظ حدود و حقوق و احترام ديگران ، كه لازمهء زندگى در اجتماع است ، از همان اوان عادت مىكردند . اين عادت كمكم ملكه مىگشت و چنان محيط امنى بوجود مىآورد كه در شهر بزرگى مثل اردبيل ، شايد سالها مىگذشت و يك دعوا و يا خداىناكرده تجاوز و سرقتى بين چنين كسانى پيش نمىآمد و ما اگر از انضباط دقيق در مؤسسات تربيتى ، بويژه مراحل اوليّهء آنها طرفدارى مىكنيم براى رسيدن بيك نتيجهء نهائى مطلوب يعنى يك جامعهء سالم و امن مىباشد كه تأسفا هيچ اقدام ديگرى نمىتواند آن را اينچنين ساده و آسان فراهم سازد .
بازى كودكان در مكتبخانههاى اردبيل :
بارى نوآموزان مكاتب قديمه پس از آنكه درس خود را ياد مىگرفتند و بمعلم كوچك خويش باز مىخواندند دو نفر سه نفر ، دور از چشم آخوند باجى ، با هم بازى مىكردند و اين بازيها غالبا پيدا كردن حرف مشخصى در يكى از صفحات