در بين دانشآموزان يك كلاس ، اكثريت با كسانى گشته است كه حاضر بحفظ نظم و شنيدن مطالب نيستند و روح آرامش و امكان استفاده از كلاس و درس را از بين مىبرند و در برابر اينقبيل رفتارهاى ناصواب ، طبق مندرجات آئيننامهها ، در صيانت و امان مىباشند .
در نتيجه مدارس ما كيفيت مطلوب خود را از دست داده و در تاريخيكه ما اين مجموعه را گرد مىآوريم در طريقى گام نهاده است كه اثرات آن از لحاظ اصول انسانيت و سلامت جوامع ، تهديدكنندهتر از آثار چنگيز و تيمور گشته است . بيان اين واقعيت براى نويسنده مشكل و براى خواننده ناگوار است كه اكثريت فارغ التحصيلان مدارس ما با مقايسه با همطرازهاى خود در سى يا چهل سال گذشته در آن درجه از كمالات اخلاقى و وظيفهشناسى نيستند كه آنان بودند و نيز از حيث كيفيت كسب دانش و بهرهمندى از درسومشق نسبت به آنها پيشرفت كمترى دارند . در صورتى كه در عالم مقايسه صد يك امكانات و وسايل تحصيلات اينان در اختيار آنها نبوده است .
دانشآموزان امروزى در مقياس بسيار وسيع ، كتابهاى گوناگون ، لوازم تحصيل ، معلمان دانشمند ، آزمايشگاههاى مجهّز و . . . در اختيار دارند و هرروز و هرساعت كه بخواهند از راه مجلّات علمى ، راديو ، تلويزيون ، سخنرانيها و . . . مىتوانند تحصيل علم و دانش كنند حال آنكه پيشينيان آنها از همهء اينها محروم بودند و حتى دفتر و كتاب درسى را نيز به زحمت پيدا مىكردند . آنها بر اثر نظام و ضابطه آنچه را مىخواندند بواقع در مىيافتند و اينان بر اثر فقدان آن ، هرچه را كه آماده و مهيّا در اختيارشان مىگذارند ارج نمىنهند و چهبسا كه در حدّ گواهينامههاى رسمى دريافتى نيز ، توشههاى علمى و تربيتى بدست نمىآورند .
ممكن است براى خوانندگانى كه از وضع مدارس سابق بىاطلاعند اين تصوّر حاصل شود كه تنبيهات بدنى متداول در آن مدارس بدان معنى بوده است كه مربّى هر روز و هرساعت ، مثل جلّادى ، بالاى سر شاگردان ايستاده و با چوب و شلاق و تازيانهاى كه در دست داشت ، تن ضعيف و ظريف كودكان را كوفته يا اعضاى بدن آنها را مثله مىكرده است . تا آنجا كه جلوگيرى از اين عمل غيرانسانى ضرورت
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: بابا صفرى
ص١٦٧