تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
است » تا تنبّه و انذار پيامبران را درنيابند « 1 » . شايد بدانجهت با سيلى بر گونهء طفل مىنواخته‌اند تا هرآينه او را متوجه اين امر سازند و از گرايش بدان صفات بازدارند و بدرك حقايق مستعد گردانند . بهرحال اگر علّت و جهت اين سيلى زدن را بدرستى نمىدانيم اين واقعيّت را براى خوانندگان كتاب بعنوان خبر نقل مىنمائيم كه در تحصيلات قديم در اردبيل ، نواختن اين سيلى در موقع رسيدن شاگرد بآيهء
« خَتَمَ اللَّهُ »
از سورهء بقره به صورت وى ، رسم معمول بود و در مكتبخانه‌ها اعمال مىشد . طفل چون قرائت قرآن را بپايان مىرسانيد تعليم او در اين مكتب باتمام مىرسيد و مىتوانست براى ادامهء تحصيل در مكاتب بالاتر ، كه بوسيلهء معلمان مرد تأسيس و اداره مىگشت ، مشغول شود ولى اين كار بندرت صورت مىگرفت زيرا براى زندگى در جامعه‌هاى قديم اين مقدار تحصيل كافى بود و داشتن سواد و دانستن مطالب علمى لزوم و ضرورتى نداشت و كسب‌وكار آيندهء طفل از آنها بىنياز بود . از اينرو تعداد كمى از فارغ التحصيلان اين مكاتب وارد مكتبخانه‌هاى بالاتر مىشدند و بقيه براى كمك به پدر و فراگرفتن كسب‌وكار او ، يا شاگردى نزد استادكار ، باصطلاح امروز وارد بازار كار مىگشتند . در مكتبخانه‌ها از نوآموزان شهريه گرفته مىشد ولى مقدار آن كم بود و بتوافق اولياى اطفال و مكتبدار بستگى داشت . در نيمقرن پيش شهريهء متداول يك قران در ماه بود ولى بعضى از ثروتمندان شهريهء بيشترى مىپرداختند . مكتب غير از ايام تعطيل هرروز داير بود . روزهاى شنبه بيشترين وقت آخوند باجى صرف رسيدگى بدرس و نظافت بچه‌ها مىشد و روزهاى پنجشنبه نيز اختصاص بدوره كردن درسها داشت . آخوند باجى در جامعهء اردبيل ارج و احترام زيادى داشت ، مردم محلّه ولو آنكه فرزندى در مكتب او نمىداشتند ، ويرا محترم مىشمردند و در مجالس او را در صدر
هامش
( 1 ) - آيات ششم و هفتم سورهء مباركه بقره چنين است« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ . خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ » .يعنى « كسانى كه كافر شدند چه آنها را بترسانى و چه نترسانى فرقى ندارد و ايمان نمىآورند . خداوند بر قلبهاى آنان مهرى نهاده است و بر گوشها و چشمهاى آنان پرده‌اى قرار گرفته و براى آنان عذاب بزرگى مىباشد . »