مىنمود . بدينطريق كه پس از آنكه خود الفباء به اطفال شناسانده مىشد تركيب آنها با حروف صدادار آغاز مىگشت و طرز تلفظ حروف با « الف » و « واو » و « ياء » تعليم مىگرديد .
ترتيب اين تركيب در خود جزوهها به شكل ابتدائى نوشته شده بود و نحوهء تدريس بويژه تمرين و ممارست نيز آن را مركوز ذهن شاگردان مىنمود .
طرز تلفظ و ياد دادن چنين بود كه معلم تركيبات حروف را با آهنگ و آواز بلند بدينطريق بر زبان مىآورد « الف الف . آ » ، « ب الف . با » ، « ت الف . تا » و . . .
شاگردان نيز با تقليد از او ، به همان نحو آن را تكرار مىكردند و در يك مدت بالنسبه كوتاه ، با چند دفعه تكرار ، خواندن آنها را ، با توجه به شكل هريك فرامىگرفتند .
معلم يكى دو روز بعد ، براى اطمينان از اينكه آنها تركيبات تعليم شده را خوب فرا گرفتهاند ، دستش را روى نوشتهها ، بدون رعايت ترتيب آنها ، مىگذاشت و از شاگردان مىخواست كه آنهائى را كه او نشان مىدهد بخوانند و سپس هيجى كنند . يعنى بگويند كه مثلا « كاف الف . كا » يا « ميم الف . ما » خوانده مىشود و هكذا .
هرگاه نقص يا غلطى در تلفظ شاگرد ، يا شاگردها مىديد آن را بازگو مىكرد و به آنها حالى مىنمود . روزهاى بعد نيز ، قبل از آنكه درس تازه را شروع كند باز درس ديروز را از او مىپرسيد و در نتيجه بچهء تازهوارد ناخودآگاه در طريق فراگرفتن درس قرار مىگرفت .
پس از آنكه تركيب حروف تمام مىشد و نوبت بشناسائى حركات يعنى زبر ، زير و پيش ، يا تنوين و سكون و مدّ و تشديد . . . مىرسيد تلفظ حروف با حركات نيز تدريس مىگشت و معلم كوچك ، كه گفتيم از خود شاگردان بود ، اينبار با همان سبك نخستين ، چنين ياد مىداد « الف زبر . آ » ، « ب زبر . ب » ، « ت زبر . ت » و الخ . . . و چون خواندن حروف با حركات و علامات بپايان مىرسيد خواندن قرآن آغاز مىشد و اولين سورهء قرآن مجيد ، يعنى سورهء فاتحه ، تعليم مىگرديد و بعد از آن سورههاى ديگر كه در جزوه بود از آخر آن تدريس مىگشت .
در كتابچهء الفبا كه طفل همراه داشت معمولا سورههاى يك جزو آخر ، يعنى يك
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: بابا صفرى
ص١٦٢