« بلى و خير » را درمىيافت ، موارد استعمال « عرض كردن » و « فرمودن » را مىدانست . « احترام بزرگان » و « همراهى و معاضدت » با كوچكان را آشنا بود .
« حلال » و « حرام » ، « حق » و « ناحق » را از هم تميز مىداد .
در عالم مقايسه بايد ديد كه با همهء گسترش تعليم و تربيت كنونى و اينهمه امكانات و وسايل كه فراهم است آيا كودكان ما ، يا حتى فارغ التحصيلان مدارس بالاتر ، آشنا باصول اوليهء انسانيت و آگاه بوظايف اجتماعى و اخلاقى متناسب با زمان خود مىباشند ؟
و اگر اينها را ندارند لااقل در رسم و نقاشى و موسيقى و هنرهاى گوناگونى كه در برنامهء كودكستانها دارند ، آيا پس از آنهمه صرف وقت ، صاحب اطلاعات و معلومات قابل توجّهى شدهاند و از مجموع ميليونها محصّل به چه نسبتى چنين افرادى تحويل جامعه گشتهاند . « 1 »
ترديد نيست كه مراد ما از بيان اين مطلب آن نيست كه امكانات فعلى را به هيچ انگاريم و رجعت بقرون گذشته را لازم بدانيم . بلكه منظور آنست كه زحمات و بالاتر از آن ايمان و علاقهء معلمان و مربيان گذشته را بشغلشان ، كه بدون مبالغه نسبت بروزگار حاضر در حدّ اعلاى خود بوده است ، بستائيم و در اين مجموعه از آنان با نيكى و خير ياد كنيم .
طرز تعليم در مكتبخانههاى قديم اردبيل :
مهمترين وظيفهء مكتبخانههاى آن روز ، كه امروز نيز مورد توجه كودكستانها و كلاسهاى آمادگى دبستانهاست ، ياد دادن حروف الفبا و تركيبات آنها ، مخصوصا آشنا كردن نوآموزان به تركيب حروف صدادار ( مصوّته ) و حروف بىصدا ( غيرمصوته ) بود ولى روش آن روز تعليم ، كه بعدها در مدارس جديد نيز معمول گشت ، اين مشكل را بنحو مطلوبى بر طرف
هامش
( 1 ) - تصوّر نشود كه قصد ما از اشاره بدين مطلب تخطئهء وضع موجود مؤسسات آموزشى و جانبدارى از روش مكاتب قديمه است . بلكه براى جلبتوجه كسانى است كه بدون عنايت به شرايط ، سنن و روشهاى گذشته را ندانسته تخطئه مىكنند و چنين مىپندارند كه بشر در دورههاى پيش نيز از اينهمه امكانات و وسايل امروزى برخوردار بوده است . آنچنانكه در بين آيندگان نيز ممكن است كسانى جاهلانه مردم عصر ما را بهرهمند از امكانات زمان خود ببپندارند و چنين مطالبى را در حق اينان عنوان نمايند .